تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
يكديگر تفكيك‌پذير نيستند . محال است كسى بتواند اصل عليت را بپذيرد ولى ضرورت عليت و معلوليت را انكار كند . ولى يك مطلب هست كه ناشى از ناخن زدن‌هاى متكلمين است و ما مكرر گفته‌ايم كه ناخنهايى كه متكلمين به فلاسفه و سخنان ايشان زده‌اند بسيار بسيار مفيد واقع شده يعنى مباحث را پيش برده ؛ اگر چه حرف خودشان هم حرف صحيحى نبوده ولى سبب حرفهاى خوب فلاسفه شده‌اند . مطلب اين است كه ممكن است كسى بگويد : ادلّ دليل بر امكان شئ وقوع شئ است . اين حرفى است كه امروزيها هم دارند مىگويند . مىگويند ما مشاهده مىكنيم كه در جاهايى بدون اينكه علت تامّه وجود داشته باشد معلول وجود پيدا مىكند ، بدون اينكه مرجّحى وجود داشته باشد يك طرف وجود پيدا مىكند . منتها متكلمين كه مثال مىزدند امور عادى زندگى را مثال مىزدند و اينها مثال تجربى خيلى دقيق علمى مىزنند . ولى در هر حال هر دو متّكى بر مشاهده‌اند . آنها مىگفتند در موارد بسيارى براى انسان به عنوان يك فاعل مختار اتفاق مىافتد كه در انتخاب ميان دو فعل در شرايط متساوى قرار مىگيرد ، مثل يك آدم گرسنه‌اى كه به يك نان احتياج دارد و دو نان در مقابل او مىگذارند و او بايد يكى از آن دو را انتخاب كند ؛ آيا او مىگويد اگر يكى از اينها را انتخاب كنم ترجيح بلامرجح لازم مىشود و مىايستد و در انتخاب يكى از آنها همچنان مردّد مىماند ؟ يا در « طرقى الهارب » آيا يك آدمى كه دزد يا درنده دنبالش كرده و او دارد به سرعت مىدود و يك دفعه بر سر دو راهى قرار مىگيرد ، دو راهى كه از نظر رسيدن به مقصد و پناهگاه هيچكدام براى او فرقى نمىكند ، سر دو راهى مىايستد كه ترجيح بلامرجّح لازم است ؟ نه ، بالأخره انسان يكى از دو راه را انتخاب مىكند و به يك طرف مىچرخد بدون اينكه ميان اين فعل و فاعل ضرورتى باشد . فاعل نسبتش به اين فعل و آن فعل على السويه است . نسبت به هر دو كه نمىتواند ضرورت داشته باشد و الّا بايد هر دو را انتخاب كند و اين محال است . پس نسبتش به هر دو بالامكان است . پس گاهى مىشود كه فاعل ، فاعل است در حالى كه نسبتش به فعل ، ضرورت نيست . فلاسفه پاسخ مىدهند كه در مسائل عقلى و دقيق به اين گونه مثالها نمىشود تمسّك جست ، زيرا درست است كه بهترين دليل بر امكان يك شئ وقوع آن است ، اما به شرط آنكه ما بتوانيم بر جميع علل و عوامل احاطه پيدا كنيم . در اين مثالها كه