تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
مىشود ؟ همان وقتى كه صورت چراغى به وجود مىآيد . پس صورت ملاك بالفعل بودن چراغ است . امّا آن مادّه قبل از صورت چراغ ، هم چراغ بود و هم چراغ نبود . « چراغ نبود » كه واضح است امّا در عين حال با پشم هم فرق داشت ، اين استعداد را داشت كه چراغ بشود ، پس مىگوييم چراغ بالقوّه است . پس علّت مادى [ چراغ ] ملاك بالقوّه بودن چراغ است . اكنون اگر بتوانيم عين همين موضوع را در عالم طبيعت اثبات كنيم آنوقت ديد ديگرى نسبت به جهان پيدا مىكنيم . يك نطفه در صورتى است كه مىتواند انسان بشود ، امّا يك سنگ نمىتواند انسان بشود مگر از مسيرى كه هست جدا شده و به مسير ديگرى بيفتد . و در مورد دليل چهار قسم بودن علل مىگويند : علّت شئ يا جزء وجود شئ هست و يا نيست ( يعنى يا داخل در قوام شئ هست و يا داخل در قوام شئ نيست ) . اگر جزء وجود شئ باشد يا « جزء » ى است كه ملاك بالقوّه بودن اوست كه « مادّه » نام دارد و يا « جزء » ى است كه ملاك بالفعل بودن اوست كه « صورت » نام دارد . و اگر علّت شئ خارج از وجود شئ باشد يا « علّت غائى » است يا « علّت فاعلى » . بحث : در اين ميان آنچه كه صددرصد مورد قبول است علّت فاعلى است ، امّا علّت غائى شديدا مورد انكار قرار گرفته است ( البتّه در طبيعت ) و از نظر بسيارى از فلسفه‌ها مشكوك است . همين طور علّت مادى و علّت صورى نيز به آن شكلى كه ارسطو گفته است مورد بحث و مناقشه است . ما صورت و مادهء ارسطويى را مثال به صنعت بشر زديم ولى صورت و مادهء ارسطو بحث دقيق ترى است . در مصنوعات بشرى « صورت » همان « شكل » است . بشر بيش از آنكه رابطه‌اى در اجزاء مادّه ايجاد كند كارى انجام نمىدهد . امّا « صورت » در طبيعت برتر و بالاتر از « شكل » است . آيا آنچه كه در طبيعت رخ مىدهد همان صورت و شكل است كه در مصنوعات بشرى به چشم مىخورد ؟ اغلب فلسفه‌هاى امروزى به همين قول معتقدند ؛ امّا فلاسفهء اسلامى معتقدند كه نه ، صورت يك واقعيّت ديگرى است كه اين شكل و سازمان جديد در واقع معلول آن واقعيّت ، اثر آن واقعيّت و مظهر آن واقعيّت است . مادّهء ارسطويى نيز با مادّه‌اى كه امروزىها مىگويند فرق دارد . مادهء ارسطويى يا « هيولى » غير محسوس است و از هر پوشش و صورتى به دور است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 322 | مرتضى مطهرى