الفصل الاوّل فى أقسام العلل و أحوالها
شيخ مىگويد كه علّت و معلول ( كه مقصود علّيت و معلوليت است ) نيز از عوارض « موجود بما هو موجود » است . در اوّل كتاب شفا هم به تفصيل بحث شده است كه چه مطالبى متعلّق به فلسفه اولى است و چه مسائلى خارج از آن است ، و اثبات شد كه يك سلسله مسائلى داريم كه آن مسائل در حوزه و قلمرو هيچ علمى - مثل رياضى و طبيعى و امثال آن - نمىگنجد و بعد اثبات كردند كه همين مسائل كه از عوارض موضوعات هيچ علمى نيست همه از عوارض « موجود بما هو موجود » است ؛ يعنى علمى داريم كه از عوارض « موجود بما هو موجود » بحث مىكند . بحث « علّت و معلول » نيز از قبيل همين گونه مسائل است و محلّ بحثش در فلسفهء اولى است .
يك مسألهاى كه از زمان ارسطو مرسوم است تقسيم علّت است به چهار علّت :
صورى ، مادى ، غائى و فاعلى . شيخ بحث خود را از همين جا شروع مىكند با اينكه قاعدتا بايد تعريفى از « علّيت » و « معلولّيت » مىكرد و بعد وارد بحثهاى ديگر مىشد .
مثلًا حاجى سبزوارى در منظومه اوّل « علّت » و « معلول » را تعريف مىكند . پس ما اكنون به تعريف « علّت » و « معلول » مىپردازيم .
تعريف « علّت » و « معلول » : اگر دو موجود داشته باشيم كه يكى از آنها در اصل وجود به ديگرى وابسته و نيازمند باشد به طورى كه اگر ديگرى نباشد آن هم نخواهد