تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
اجزاء با اجزائى كه در خارج ، يك كلّ را تشكيل مىدهند فرق اساسى دارند زيرا دو شئ كه در خارج هر كدام وجود مستقل دارند با يكديگر مىآميزند و در يكديگر تأثير و تأثّر نموده كيفيات جديدى را به وجود مىآورند و در نتيجه يك مركّب به وجود مىآيد ، اجزائى هستند در عرض يكديگر ؛ ولى اجزاء ماهيّت چنين نيستند ، بلكه عقل آنها را تحليل مىكند و لذا آنها را « اجزاء تحليلى » مىنامند و الّا در خارج موجودند به وجود واحد . اجزاء تحليلى يا اجزاء ماهيّت چند خصوصيّت دارند : 1 . وجود بيش از دو جزء در يك مرتبه محال است ؛ يعنى محال است كه يك ماهيّت از سه جزء در عرض هم تشكيل شود . 2 . اين دو جزء در عرض يكديگر نيستند ( ولو در ظرف عقل ) ، بلكه طولىاند . معنى طوليّت اين است كه يكى از ايندو از ديگرى اعمّ است يعنى تقريبا يك امرى است فانى در ديگرى و ديگرى به منزلهء محصّل اوست . مثال اوّل : مثلًا ماهيت انسان ، حيوان ناطق است . اوّلا بايد دو جزء باشد كه اين دو جزء عبارتند از « حيوان » و « ناطق » . ثانيا اين دو جزء در عرض هم و در كنار يكديگر نيستند ؛ « حيوان و ناطق » نيست ، بلكه « حيوان ناطق » به صورت مضاف و مضاف اليه است ؛ حيوان مقيّد به ناطق است . اين تقييد چگونه تقييدى است ؟ آيا يك تقييدى است مثل « رقبة مؤمنة » و « انسان عالم » ؟ كه در اينجا رقبه در مرتبهء ذات ، رقبه است ولى متّصف است به صفت ايمان ، يعنى ايمان را در مرتبهء زائد بر ذاتش دارد ، در مرتبه و مقامى غير از مرتبه و مقام ذات . انسان عالم هم همين طور است ؛ يعنى انسان در مرتبهء ذات ، انسان است و در مقامى غير از مقام ذات ، عالم است ؛ و غالب توصيفاتى كه داريم از همين نوع است كه موصوف ، صفت را در مقامى زائد بر ذات دارد . امّا « حيوان ناطق » چطور ؟ آيا انسان كه حيوان ناطق است به اين معنى است كه در ذات خود ، حيوان است و در مقامى غير از مقام ذات داراى ناطقيّت است ؟ و يا اينكه به اين معنى است كه حيوان است و در همان مرتبهء ذات ، ناطق است ؛ يعنى حيوانى است كه همان وجود او وجود ناطقيّت است نه اينكه له وجود و للنّاطقيّة وجود ؟ مثال دوم : در مورد كمّيّت « خطّ » مىگوييم : كمّيّة كذا و كذا منحنى . اين در مقام [ زائد بر ] ذات خطّ است كه انحناء به آن اضافه شده است ، امّا اينكه مىگوييم خطّ « كمّ متّصل . . . » چطور ؟ آيا خطّ كه كمّ متّصل است در ذات خود كمّ است و در مقامى غير از مقام ذات داراى اتّصال است ؛ يا نه ، به اين معنى است كه كمّ است و در همان
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 284 | مرتضى مطهرى