الفصل الثالث فى الفصل بين الجنس و المادّة
« 1 »
1 . در مورد ماهيّت اشياء ، يك نظر اين است كه ماهيت همهء اشياء در خارج يكسان است ، تفاوت ميان آنها صرفا مربوط به تفاوتهاى فردى است . مثلًا انسان و سنگ و درخت همه از يك ماهيتاند . به قول دكارت : « ماده و حركت را به من بدهيد ، تمام جهان را خواهم ساخت » . خلاصه تفاوت ميان اشياء از قبيل تفاوت ميان ساختمان مدرسه و پاساژ و حمّام است كه همه در اصل از يك نوع و يك ماهيت هستند ، همه از آجر و گل و غيره درست شدهاند . در اين صورت مسألهء « كلّيّات خمس » به كلّى منتفى است .
2 . همچنين اگر ثبات و سكونى در ماهيّات اشياء نباشد باز هم مسألهء كليات خمس منتفى است . در واقع ماهيتى نمىماند . اينكه در يك لحظه چيزى است و در لحظهء ديگر چيز ديگر ، ديگر جاى اين سخن را كه « اين چيست ؟ » باقى نمىگذارد .
3 . نظر ديگر اين است كه كسى قائل به كثرت اشياء باشد امّا بگويد به تعداد اشياء ماهيت وجود دارد ؛ دو شئ نداريم كه داراى يك ماهيّت باشند ( يعنى درست نقطهء
هامش
( 1 ) . [ مباحث اين قسمت ( از اينجا تا ص 376 ) چون به صورت يادداشت بردارى از بحث استاد بوده است ، به نحو اجمال و اختصار مىباشد . ]