الفصل الثّانى فى تحصيل موضوع هذا العلم
تحقيق در موضوع اين علم
لازم است موضوع اين علم را معرفى كنيم تا نتيجه و غرضى كه بايد به دست آوريم روشن گردد « 1 » .
موضوع علم طبيعى ( چنان كه معلوم شد ) « جسم » بود نه از آن جهت كه « موجود » است يا « جوهر » است و يا مركّب از هيولى و صورت ، بلكه از آن جهت كه حركت و سكون بر آن عارض مىگردد . علومى كه در زير علم طبيعى قرار گرفتهاند و همچنين علوم عملى از آن هم ( از موضوع علم الهى ) دورترند .
امّا علم رياضى : موضوع علوم رياضى يا « مقدار مطلق » است ( مانند هندسه ) و يا « مقدار مقيّد به مادهء خاص » ( مانند هيئت ) و يا « عدد مطلق » ( حساب ) و يا « عدد مقيّد به
هامش
( 1 ) . در فصل پيش از جنبهء منفى مطلب بحث شد ؛ يعنى چيزهايى كه تصور مىشد موضوع اين علم است از قبيل وجود خداوند و از قبيل اسباب مطلقه و علل اوّليّه ، دربارهشان بحث شد و رد شد .
[ در اين فصل ] مىخواهيم با دليل ثابت كنيم كه آن چيزى كه موضوع [ اين ] علم است « موجود بماهو موجود » است . اكنون ببينيم چگونه و به چه شكل مىتوانيم دليل بر اين مطلب اقامه كنيم .