تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥

فصل ( 5 ) فى ترتيب الموجودات

بحثى دارند تحت عنوان « ترتيب موجودات » . البته « ترتيب » در اينجا همان مفهوم نظام را مىدهد ، در حد تقدم و تأخر و نه بيشتر . اينجا مقصود از « ترتيب » ترتيب ميان چيزهايى است كه فلسفه وظيفه دارد آنها را بشناسد ؛ به اين معنا كه در تقسيم اشياء ، فلسفه مىرسد به اينكه موجود يا واجب است يا ممكن ؛ واجب در جاى خود ، و ممكن يا جوهر است يا عرض ؛ و جوهر را هم گفتيم كه اينها مىگويند به پنج قسم منقسم مىشود : عقل ، نفس ، ماده ، صورت و جسم ؛ و عرض هم به نوبهء خودش به نه مقوله تقسيم مىشود . مقصود از « ترتيب موجودات » اين است كه آيا ميان اين ممكنات - يعنى ميان جوهر و عرض - تقدم و تأخرى هست ؟ كه مقصود قطعا تقدم و تأخر زمانى نيست ، و اين نيست كه جوهر در زمان قبل وجود پيدا كند و عرض در زمان بعد ؛ بلكه يك نوع تقدم ذاتى است ، لااقل در اين حد كه از دو چيز يكى محتاج به ديگرى است و وجودش متكى است به وجود ديگرى ، ولى ديگرى بىنياز از اوست ؛ آن بىنياز را مىگوييم تقدم دارد بر آن نيازمند . يا به تعبير ديگر ، آقايان يك حرفى دارند و آن اين است كه : فيض وجود كه جريان پيدا مىكند ( البته در اينجا نبايد از « جريان » مفهوم زمان و حدوث را درآورد ) و مىرسد به اشياء ، آيا از يكى به ديگرى مىرسد ؟ اين خودش يك مسأله‌اى است كه