دائما در ابعاد خودش رو به افزايش مىباشد يعنى دائما عالم تخلخل پيدا مىكند و دائما بر حجم عالم افزوده مىشود و بر حجم همه چيز به طور تناسب و على السويه افزوده مىشود . معنايش اين است كه اين كتاب هم از ساعت اولى كه ما آمديم با الآن حجمش يكى نيست ، بيشتر شده است . اگر بگوييم چنانچه حجم اين بيشتر شده است پس چرا ما نمىبينيم ؟ مىگويند : شما وقتى مىتوانستيد ببينيد كه بتوانيد مقايسه كنيد .
اگر اين به حجم خودش باقى بود ، آن هم به حجم خودش باقى بود ، شما و چشم شما هم به حجم خود باقى بود و همه چيز به حجم اولش باقى بود ، مىتوانستيد احساس بكنيد ؛ ولى چون همه به يك نسبت به حجمشان افزوده مىشود - كما اينكه اگر عالم دائما در حال تكاثف باشد - قابل احساس نيست .
و لهذا مثلًا ببينيد در حركت به طور كلى اينطور است . حركت وقتى قابل احساس است كه يك ساكنى در كنار باشد ، يا لااقل اختلاف حركتى در كار باشد . وقتى كه اين در و ديوار ساكن هست ، من با اتومبيل ، با اسب ، با پاى پياده از كنار اين دانشكده رد مىشوم ، اين حركت احساس مىشود . اما اگر من حركت كنم ، همراه من هواى مجاور من هم حركت كند ، همراه هواى مجاور اين ديوار هم حركت كند ، اين در دانشكده هم حركت كند ، كوچه هم حركت كند ، ديگر حركت احساس نمىشود مگر در بيرون اين محيط ؛ مثل اينكه در داخل كشتى كه همه با هم حركت مىكنند احساس حركت نمىشود مگر از بيرون كشتى و در مقايسه با اشياء ساكن ، با دريا . حالا اگر دريا و هواى مجاور كشتى هم حركت كند ، حركت كشتى هم احساس نمىشود . مثل خود حركت زمين . چرا حركت زمين را بشر احساس نمىكند ؟ براى اينكه زمين حركت مىكند با همهء توابع و همهء متعلقاتش ؛ چون همه با هم حركت مىكنند هيچ حركتى احساس نمىشود . ولى كسى كه خودش را در بيرون زمين قرار دهد مىبيند كه زمين با همهء توابعش چگونه داراى حركت است .
البته در خصوص حركت مكانى يك مسألهء خوبى هست . اگر چه از بحث خارج مىشويم ولى اجمالا مطرح مىكنيم و آن اينكه آيا اگر همه چيز حركت مكانى داشته باشد واقعا همه حركت دارند و ما احساس نمىكنيم ؟ يا حركت مكانى استثنائا اينطور است كه اگر همه چيز حركت كند هيچ چيز واقعا حركت نمىكند ؟ يعنى در حركت كمّى اينجور نيست ؛ در مورد همين تخلخل و تكاثف واقعا قابل فرض است كه در آن واحد همهء اجزاء عالم تخلخل پيدا كنند و به ابعادشان افزوده بشود ولى ما احساس نكنيم ، يعنى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٠١