تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
اين موضوع نشان داد كه خود اين [ مادّه ] صورت شىء ديگر است . پس يك چيز ديگرى باز در اين بين هست كه گاهى به اين حالت درمىآيد گاهى به آن حالت درمىآيد ؛ يعنى خود اين جسميّت شد يك صورت ، يك شىء . مشّائين چرا جسميّت را « صورت » مىنامند ؟ چون مىخواهند بگويند آن مادهء اولى كه شكلها را پذيرفته است اين نيست ، اين خودش يك شكلى از اشكال است . شيخ اشراق چرا اين را مىگويد ماده است ؟ او ديگر نمىتواند بگويد صورت ، مىگويد اين آن اصلى است كه باقى ديگر ، شكلهايى است كه اين پيدا مىكند ، اين ديگر صورت نيست ، ماده است نه صورت « 1 » . اين مطلب ، ما را مىرساند به اينكه نه ، پس لااقل در حدّى كه مشّائين مىگويند اين جرم يعنى آن كه جرميّت و جسميّت را تشكيل مىدهد و ابعاد را تشكيل مىدهد ، مادهء اولى نيست ، بلكه خودش يك صورتى است در عالم و يك چيزى است كه به اين صورت درآمده است و گاهى به صورت ديگر درمىآيد يعنى به فعليت ديگر درمىآيد كه اسمش را « انرژى » مىگذارند ، منتها قدما ديگر اين صورت ديگر را فرض نمىكردند . اينها يك صورت ديگر آمدند فرض كردند غير از صورت جسميه كه در عرض صورت جسميه است . آنها صورت جسميه را از اين جهت صورت مىدانستند كه خودش دو تا مىشود و دو تا يكى مىشود ( از راه فصل و وصل ) . حالا اگر نظريهء تبديل ماده به انرژى و انرژى به ماده ثابت بشود جاى برهان فصل و وصل را مىگيرد « 2 » . قدما كوشش مىكردند از راه فصل و وصل بگويند پس جرميّت خودش يك
هامش
( 1 ) . سؤال : آيا نزديك به نظريهء آناكسيماندر نمىشود كه مىگفت عنصرى هست نامتعين جامع همهء اينها ؟ استاد : چرا ، آن عنصر نامتعين را او تعريف نكرده است . عنصر نامتعين او با هيولاى اولاى ارسطو تا حد زيادى قابل انطباق است ، منتها مقدارى ابهام دارد ؛ يعنى يك حرفى است كه قابل انطباق است ولى چون خود او تعريف زيادى رويش نكرده است نمىشود روى حرفش زياد تكيه كرد . ( 2 ) . سؤال : آيا تعداد جواهر پنجگانه عوض نمىشود ؟ استاد : نه ، آن ماده و صورت است ، تعدادش به هيچ وجه عوض نمىشود . آن ماده و صورت را كه مىگويند - حالا ماده را تعريف نكرده‌اند يعنى بنا بر هر مسلكى ماده‌اى داريم و صورتى - عوض كه نمىشود بلكه آن را تأييد مىكند ، چون همان جواهر خمسه بنا بر نظريهء مشّائين جواهر خمسه است ، بنا بر نظريهء اشراقيين كه ديگر جواهر خمسه نيست ، جواهر سه گانه است : عقل است و نفس است و جسم ، ديگر جسم مركّب از ماده و صورت نيست . ولى اين نظريهء تبديل ماده به انرژى ، يك چيزى است كه جانشين برهان فصل و وصل مىشود و به نحو رساترى هم جانشين مىشود .