آن را به اندازهء طبيعيش رسم كردهايم خيلى به ما كمك كرد تا توانستيم مراغه را سر جايش بگذاريم و شكلها و اندازههائى را كه براى درياچهء اروميه تعيين كردهايم در نقشه بنمايانم .
يك خط سير مسافرتى از تهران تا مراغه را كه آقاى ژوبر در ايران به دست آورده بود خيلى به درد ما خورد و به همان وسيله توانستيم كه دربارهء موقعيت اين شهر اطمينان بيابيم . بارى پس از اينكه با دقت بسيار راههاى مختلف آقاى موريه را بررسى كرديم اين خشنودى در ما پيدا شد كه در همهجا با طرحهاى پيشين ما مطابقت مىكرد .
پس از اينكه اين محل را در نقشه استوار ساختيم مىبايست به موقعيت نخجوان ، ايروان و تفليس بپردازيم . عرض جغرافيائى آنها را آقاى سرهنگ ترزل رصد كرده بود و ما راهى را كه اين افسر و همچنين آقاى موريه دنبال كرده بودند رسم نموديم و همهجا عرضهاى رصد شده را با طرحهاى خود مطابق يافتيم . اكنون چيزى كه براى ما باقىمانده بود اطمينان به طول جغرافيائى آنجاها بود كه با جهتهائى كه به اين راهها داده بودند بايد به دست مىآمد و اينك به شرح وسائلى كه براى رسيدن به اين هدف به كار بردهايم ، مىپردازيم .
نخست يك راه از پتى « 1 » به تفليس را كه از كوتاتى « 2 » و سورام « 3 » مىگذرد مورد بررسى قرار داديم و با خشنودى فراوان ديديم كه درست در همانجائى كه استوارش كرده بوديم قرار دارد و با راهى كه از باطوم مىآيد و از اخلزيك « 4 » مىگذرد و با چندين راه ديگر كه از ارزنة الروم به تفليس مىرود و از قارص مىگذرد تطبيق مىكند .
همين كه اين كار را كرديم به رسيدگى مجدد عمليات خودمان پرداختيم و به كمك اطلاعات ديگر اين محل را با چهار جاده بررسى نموديم ، يكى جادهاى كه از ميانه مىآيد و از اردبيل و گنجه يا اليزابت پل مىگذرد . اين راه براى سر
هامش
( 1 ) -Poti( 2 ) -Cotatis( 3 ) -Souram( 4 ) -Akhalzikh