تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
ديگر هراز « 1 » به وسيلهء پل‌هاى آجرى كه خيلى خوب ساخته شده ولى بطور كلى استحكامش كم است مىرود . خيلى كارهاى كوچك هنرى بر روى تخته‌سنگ‌هاى پرشيب سيلگاه ، از آغازش تا به هرشك « 2 » به چشم مىخورد . چند تاى آنها همراه با تخته سنگ‌هائى كه تكيه‌گاهشان بوده فرو ريخته‌اند . دهكده‌ها تقريبا همگى در كوهستان‌ها نهان هستند و دسترسى به آنها خيلى دشوار است . هنگامى كه هوا بد مىشود بايد كه در كنار سيلگاه اتراق كرد يا يك مغاره و سوراخى پيدا نمود و به آن پناه برد . با اينكه ما نزديك به آخر اكتبر بوديم ولى هنوز شب‌ها آن اندازه سرد نكرده بود تا ناچار شويم كه به اين پناهگاه‌ها پناهنده شويم و بعلاوه باران هم كم مىباريد . در برخى جاها اين سوراخ‌ها خيلى نزديك به‌هم هستند و اينها بقاياى دهكدهء كهنى هستند كه آنها را ترك گفته‌اند . برخى از اين غارها را به اندازه‌اى در بلندى در سنگ‌هاى كاملا عمودى كنده‌اند كه گمان نمىرود امكان آن باشد كه بتوان جور ديگرى به در آنها درآمد مگر آنكه سوراخ‌هائى از قلهء كوه يا از پشت اين تخته‌سنگ‌ها ايجاد كرده باشند تا از آنجا بتوانند پائين بيايند . مىگويند كه اينها دخمهء گبرها است . اين مردم در واقع اين رسم را نگهداشته‌اند كه مرده‌هاى خود را با دقت بسيار پنهان كنند ولى ديرگاهى است كه در ايران جز در شهرستان يزد ديگر گبر نمىبينيم . پس از دهكدهء هرشك راه بر روى قله‌هاى بىحاصل كرانهء چپ بالا مىرود و از پاى يك قلهء خيلى بلند كه مشرف به عراق است مىگذرد . برف اين قله را تا نيمهء شيبش سفيد كرده و تمام سال در قسمت‌هاى بالائيش قدرى برف ديده مىشود . جاى افسوس است كه من وسيلهء اندازه‌گيرى بلندى آنجا را از سطح دريا و همچنين بلندى درياى خزر را از اقيانوس نداشتم . دربارهء اين كوه افسانه‌هاى خرافاتى هست . خيلى كم از مردم دل اين را دارند كه به قلهء اين كوه بروند ؛ گرچه به نظرم كاملا مىتوان به آن دست يافت .
هامش
( 1 ) -Herrouz( 2 ) -Herchk