مشهدسر
با اينهمه پس از سه ساعت راهپيمائى به مشهدسر رسيديم . آنجا بندر كوچكى است در چهار فرسخى شمالى بارفروش كه يك ربع ساعت از مصب رودخانهء بابل فاصله دارد . اينجا دهكدهاى است كه تقريبا دويست خانه دارد كه به دستههاى چندى بطور پراكنده بر دو روى كرانه ساخته شدهاند . دوروبر آن را باتلاقها فراگرفته و بايد اقامت در آنجا خيلى ناسازگار باشد . من در رودخانه چهارده پانزده تا قايق بيشتر نديدم و سه كشتى كوچك كه كمى بزرگتر از آنها بود .
چندتائى از آنها بر روى رودخانهء بابل نزديك چند دهكده سر راه بودند .
رودخانه تقريبا سى توآز پهنا و دوازده تا سيزده پا گودى دارد و شيب خود را تقريبا تا مصب حفظ مىكند ولى كرانه آنقدر كم آب بود كه كشتىها ناچارند كه در يك فرسخى ساحل بايستند . دريا متلاطم است و تشكيل خليج كوچكى را مىدهد كه تا حدى گود است و در چپ ( در مغرب ) دماغهء كوچك مشهدسر مىباشد . از آن پس كرانه بطور محسوس به سوى شمال مىچرخد . درختها در اينجا خيلى نزديك ساحل مىرويند .
من در سمت راست يك دماغه در فاصلهء پنج فرسخى مىديدم كه مىبايد خيلى نزديك بندر كوچك فرحآباد باشد كه كمتر از مشهدسر قابل توجه است . ما در دريا يك كشتى روسى ديديم كه به سوى رود تركمانها نزديك استرآباد مىرفت .
مدت كمى است كه به مشهدسر دو قطعه توپ كه قطر دهانهء لولهاش پر حجم و با قنداق ساخت ايران و با سه چرخ بود فرستاده بودند . قطعات بر روى زمين قرار