است . در آنجا جزيرههاى بسيارى پوشيده از نى ديده مىشود و بىگدار نمىتوان در آنجا داخل شد و به دليل زبانهء خاكى كه دارد از ضربات موجها به خوبى در امان است .
اين زبانه پهناى متوسطش نيم فرسخ ( ليو ) است كه كشت شده و پوشيده از درخت است . اين زبانه دو دهانه دارد كه يكى در خود انزلى و ديگرى در دو فرسخى به سوى جنوب ، جنوب شرقى است . دهانهء اولى اغلب خيلى متلاطم است و هيچوقت بيش از هشت پا آب ندارد و همين امر آنان را ناچار مىكند كه كشتىهاى خيلى هموار به كار برند . پهناى آن نود تا صد توآز است ؛ آن ديگرى جز به درد قايق رانى نمىخورد .
دفاع منظم لنگرگاهى به اين بزرگى بيش از حد توانائى نظامى ايران است و مستلزم تأسيساتى پاينده در كشور مىباشد . آنچه را كه مردم آنجا در هنگام دستبردهاى ساحلى بهتر است انجام دهند اين است كه خود را به سوى خشكى بكشانند و نجات يابند و تا مدخل گردنهها قدم به قدم دفاع كنند .
انزلى تابع سرزمين خان گشكر « 1 » است . اين قصبه در هفت فرسخى ( ليو ) مغرب است . در يك لشكركشى كه روسها در 1805 در رشت كردند در مراجعت بندر انزلى را كه در آن يك دفتر عامل بازرگانى داشتند سوزاندند . اكنون جز يك دهكده كه صدتا صد و پنجاه خانهء چوبى بيشتر ندارد بجا نمانده است . اين خانهها محصور و پوشيده از نى هستند . سهتا خانهء ديگر هست كه پاكيزهترند و ارمنىهاى هشتر خان آنها را براى خود ساختهاند . از آنها جز چهار بازرگان و يك گرجى ديگر به ايران بازنگشتهاند ؛ آنان در هنگام مسافرت من سه كشتى داشتند كه دويست تا دويست و پنجاه تونو ظرفيت آنها بود و در سه توآزى كرانه بر روى تهماندهء شنهاى لجنزار كه نه پا آب داشت با طناب بسته شده بودند . يك كشتى چهارمى هم در بندر لنكران لنگر انداخته بود .
عمله واكره آن مركب بودند از يك افسر جزء دريائى « 2 » ، سيزده ملوان و
هامش
( 1 ) -Ghechker( 2 ) -Bosseman