تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
استقلال خوبى بهره‌مند بوده است . اين شهر درميان ايران و يونان جاى داشت و در زير حمايت يكى از تواناترين شاهان آسيا قرار گرفته بود و با آشفتگىهائى كه هراكله را پس از مرگ اسكندر پريشان كرد در واقع بزرگ شده و مىبايست كه بىنهايت درخشندگى داشته باشد . افسوس مىخوريم كه از جلوى آماستراه گذشتيم ولى باد نگذاشت كه در آنجا بايستيم . ما خيلى علاقه داشتيم كه ويرانه‌هاى يونانى و رومى را ديدار كنيم و محل قصبهء باستانى سزام « 1 » را جستجو كنيم و برج و باروئى را كه مردمان ژن « 2 » در آنجا ساخته بودند ببينيم ، در اينجا به پيروى از يك رسمى كه مطرود انسانيت و سياست سالم مىباشد تعدادى كارمندان دولتى و بازرگانان فرانسوى را هنگام جنگ مصر بازداشت نموده بودند ولى كسى كه براى انجام وظايف دولتى سفر مىكند كمتر اختياردار وقت خودش است . او اغلب ناچار مىشود كه در جاهائى كه كمتر برايش جذابيت دارد منزل كند و خيلى با شتاب ناحيه‌اى را كه در نوع خود فوق العادگى دارد ترك نمايد . براى من قبلا هم‌چنين پيشامدى رخ داده بود كه از هفت فرسخى ( ليو ) رم و اگر بشود گفت از زير ديوارهاى اورشليم گذشتم و در هيچيك از اين دو شهر نتوانستم داخل شوم ! اگر چيزى مىبود كه مىتوانست جبران اينكه ما موفق نشديم آماستراه را ببينيم بكند همانا بىگفتگو ديدار دورنماى زيباى بىمانندى بود كه ما را بهره‌مند كرد و آن هنگام شب بيست و سوم اكتبر بود كه ما در بندرى كه مصب رودخانهء بارتين آن را تشكيل داده بود لنگر انداختيم . اين رودخانه پس از اينكه از كوهستان‌هائى كه از جانب شمال غربى سرزمين‌آباد انگورا « 3 » را احاطه كرده سرچشمه مىگيرد با جويبارهاى كوچك بىشمارى كه به آن مىپيوندند و نامشان
هامش
( 1 ) -Sesame( 2 ) - مردمان ژن كه اربابان تئودوزىTheodosieو چندين بندر ديگر درياى سياه بودند در آماستراه يكى از مهمترين تأسيسات خود را برپا كرده بودند ( 3 ) -Angora