آرامش دريا به ما اجازه داد كه پارو به كار ببريم و ما بىآنكه توقفى كنيم از جلوى تمنه « 1 » كه همان تيمن « 2 » باستان باشد و قرهآقاج ( سياه درخت ) گذشتيم ؛ موقعيتى كه به نظر مىتواند با اژيالى « 3 » كه در كتاب پريپل « 4 » ( سفر دريائى ) تأليف آرين از آن ياد شده منطبق باشد . روز هيجدهم هنگام غروب ما در بندر كيدروس لنگر انداختيم . كوههاى بلندى كه قلههايشان را جنگلها پوشانده تقريبا از هر سو اين بندر را بسته و در آن از هر طوفانى در پناه هستند . جاى شگفتى است كه در اين ناحيهء آرام هيچگونه مسكنى جز چند خانهء ويرانه كه به زور به درد اين مىخورند كه جلوى ترشح باران را بگيرند ديده نمىشود .
از بندر كيدروس با پاروزنى به سوى آماستراه كه كوچنشين بود و يك شاهزاده خانم ، برادرزادهء داريوش آن را بنياد افگنده بود رفتيم . اين زن نخست همسر دنيس « 5 » شاه بيدادگر هراكله « 6 » و سپس ليزيماك « 7 » همميهن و يكى از جانشينان اسكندر شد .
هامش
( 1 ) -Temeneh( 2 ) -Thymene( 3 ) -Aegiali( 4 ) -Periple( 5 ) -Denys( 6 ) -Heraclee( 7 ) -Lysimaque