ابرها با شتاب به سوى مشرق مىگريختند و كشتى ما هيچ به فرمان نبود ، ملاحان و اغلب مسافرين در حال هراس بسر مىبردند . راهنماى كشتى با تلخى بىاحتياطى مرا سرزنش مىكرد و مرا گناهكار مىشناخت كه بجاى آنكه از سنژرژ و سننيكلا كه كشتىبانان را پدرى مىكنند يارى بخواهم به آرامش پهلوى سكان كشتى نشسته و چپق مىكشم .
با اينهمه در ميانهء اين آشوب به آسانى مىشد ديد كه جهت بادها عوض شده و به سوى شمال مىوزند . بيهوده ما كوشيديم كه خود را درميان دريا بكشانيم چون ما با سختى به سوى تخته سنگهائى كه در ته خليج صامسون ( آميزنوس سينوس « 1 » ) در امتداد ساحل واقع است رانده شديم . با وصف اينها اين موقعيت براى ما مساعد گشت زيرا بوسيلهء كوههائى كه مانند كمربند اين خليج را بهويژه در ساحل جنوب غربى درميان گرفته بودند ما تأمين يافته بوديم . اوضاع تقريبا آرام بود و دريا كمتر تلاطم داشت و از اينرو ما توانستيم در لنگرگاه كومجوقاز « 2 » كه فاصلهء كمى از مصب قزل ارماق دارد لنگر بيندازيم . كومجوقاز نه يك شهر است و نه يك دهكده ، يك لنگرگاه برزگ خارجى است كه تقريبا در پانزده فرسخى ( ليو ) سرزمين تميسير « 3 » و در مغرب آن قرار دارد و معتقدند كه آنجا محل اقامت آمازونها « 4 » بوده و امروزه بخشى از جانيك است . در كرانههاى اين خليج ،
هامش
( 1 ) -Amisenus Sinus( 2 ) - نبايد آن را چنان كه دانويل ذكر كرده است كومجى آقيز خواند .
( 3 ) -Themiscyre( 4 ) - عقيدهء دانشمندان ديرگاهى است كه بوجود آمازونها جلب گرديده است احتمالا يك ارتش سوروماتSauromateكه از قفقاز و كلشيد گذشته و به آسياى صغير داخل شده در كرانههاى ترمودونThermodonمتوقف گرديده است . آنان خرسند بودند از اينكه جلگهاى را بازيافتهاند كه ميهنشان را به يادشان مىآورد و چون در خود احساس ترس مىكردند كه نتوانند از رودهاى برزگى مانند هاليس ، پارتنيوس و سانگاريوسSangariusبگذرند همانطور كه بعدها يونانيان گزنفن كردند اين چادرنشينان در جلگهء تميسير مسكن گزيدند و از محصول گلههاى خود و غنيمتهائى كه مىتوانستند از همسايگانشان به دست بياورند مىزيستند در سيتىScythieزنهايشان به همراهشان در جنگ و شكار مىرفتند ، -