تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
جلگهء فراخى است كه يك رشته كوه‌هاى مدور مانند كمان كه تقريبا بيست فرسخ ( ليو ) محيط آن است پيرامونش را گرفته است . قله و دامنه‌هاى اين كوه‌ها كه بلندى آن زياد است پوشيده از بيشه‌هاى كوچك و هرگونه درخت است كه بخصوص شمشاد ، مورد ، انواع گوناگون درخت عار ، بلوطهاى كوتاهء ، گلابى را مىتوان نام برد و همچنين درختكارى گردو و توت ديده مىشود . كشتزارهاى ذرت ، شاهدانه و كتان نيز وجود دارد . خانه‌ها را بر روى بلندترين نقطه‌ها ساخته‌اند و با اينكه شمارهء آنها فراوان است فاصلهء هريك از ديگرى تا حدى زياد است . گذشته از هاليس ، يشيل ايرماق « 1 » و ترمه كه ايريس و ترمودون باستان هستند
هامش
- به اسب سوار مىشوند و تيراندازى مىكردند آنها كرانه را نگهدارى مىكردند . ملوانان يونانى كه آنها را در كرانه‌هاى دريا ديده و با آنها جنگيده و از آنها شكست خورده چنين نتيجه گرفته بودند كه سرتاسر آن سرزمين را اين اورپاتOeorpateها يا « مردكشان » ساكن بوده‌اند . از اينجاست كه افسانه‌هاى يونانى سرچشمه مىگيرد و ليكن چه اين زنان قهرمان ادعائى نخست اسلحه به دست گرفته باشند كه كينهء مرگ شوهرانشان را بخواهند و سپس از خود دفاع كنند و بالاخره براى اينكه همسايگان خود را فرمانبردار خويش سازند و كوشش كرده باشند كه برضد آتن لشكركشى بنمايند و ملكهء آنان تالس تريسThalestrisبه اردوگاه اسكندر آمده باشد يا صد سفير نزدش فرستاده باشد با اينكه چندين شاعر ، فيلسوف و تاريخ‌نويس مشهور باستان دراين‌باره سخن گفته‌اند امروزه هرگز نمىتوان آن را پذيرفت . كلمهء ليزيماكLysimaqueرا به خاطر دارند هنگامى كه اونزى كريتOnesycriteبرايش تاريخ تالس تريس را كه با لشكركشىهاى اسكندر آراسته بود مىخواند ليزيماك با خنده به او مىگويد عجب من آن زمان كجا بودم ؟ بيهوده نيست ما نيز همچنانكه فررهFreretدانشمند و خردمند كرده است متذكر شويم كه نامهاى اوريتىOrithie، مناليپMenalippe، هيپوليتHippolytو جز اينها را كه به اين سوروماتيدها داده‌اند همگى نام‌هاى يونانى هستند هرچند كه روشن است اين زن‌ها مىبايد كه نام‌هاى باربار داشته و آن را از زبانى كه سخن مىگفته‌اند گرفته باشند . ( 1 ) -Iechil - Ermak
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 293 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم