فصل چهل و دوم كشتى سوارى در طرابوزان - توقف اجبارى در كرانهء ونا « 1 » -
دنبالهء كشتىرانى - توقف جديد - از نوسوار به كشتى شدن - طوفان سخت - از كشتى پياده شدن در لنگرگاه - كومجوقاز « 2 » - جلگهء جانيك - شهرهاى عمده اين جلگه .
دورنماى طرابوزان و پيرامونش از بالاى تپههائى كه از اين طرف كنار ساحل درياى سياه را گرفته حالت خيلى دلپذيرى دارد . همهء خانهها و حتى ديوارههاى حصار شهر كه همواره شكل يك ذوزنقه را دارند با عشقه پوشيده شده و سبزى تيره برگهاى آن با رنگ زنده و درخشان دورنماى اطراف و پرتو اشعهء آفتاب كه انعكاس آن از سطح صيقلى دريا به چشم مىخورد تضاد بوجود مىآورد . خليج كوچكى كه آن را دريانوردى [ ؟ ] مىخوانند هنگامى كه از جانب خشكى به آنجا مىرسند در طرف راست قرار دارد . در اين خليج جز چند قايق ماهيگيرى و چند كشتى كه به باربرى كالاهائى به پلاتانا « 3 » اشتغال دارند چيز ديگرى نمىتواند داخل شود . پلاتانا بندر حقيقى طرابوزان « 4 » مىباشد و كالاها را از آنجا به شهر حمل مىكند . در همينجا
هامش
( 1 ) -Vona( 2 ) -Coumdjughaz( 3 ) -Platana( 4 ) - فاصلهء ميان هرموناساHermonassa( محلى كه در چهار ميلى غرب پلاتانا است ) و طرابوزان را آرينArrienشصت ستاد تقويم كرده است من آن را چهارده ميل يا چهار فرسخ ( ليو ) و دو سوم از دريا تقويم مىكنم . ميزان ستادى كه آرين به كار برده هرچه مىخواهد باشد دشوار است كه اين دو ارزشگذارى را باهم وفق داد مگر آنكه تصور كنيم كه اينجا صحبت از يك محلى است كه وضعيت آن پاسخگوى وضعيت پلاتانا يا درستتر شايد پالاتى خانهPalati - Khanehباشد .