تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
بود كه آقاى كنسول با كمال ميل مىخواست براى ما كشتىاى را كه در آن محل لنگر انداخته بود اجاره كند . در آنجا همچنين دو كشتى شراعى ترك بود كه من از آنها بازديد كردم . فرماندهى آنها كه مىبايست به قسطنطنيه برود مىخواست كه مرا نزد خود در كشتى نگهدارد ولى ترس اينكه شايد خيلى دير بشود مرا وادار كرد كه اين پيشنهادش را رد كنم . آن ارمنى باوفائى كه از نخستين عبور من از ارزنة الروم همراهيم كرده بود مرا در طرابوزان ترك كرد . اين مرد جوان از سفر دريائى بىاندازه هراسناك بود و نتوانستم كه او را راضى كنم كه با من سوار كشتى شود . چنان كه بعدا فهميدم او موقعى كه به سوى مارسيوان مىرفت همين‌كه از طرابوزان خارج شد اين بدبختى برايش پيش آمد كه لازها به او دستبرد زدند و او را لخت كردند . پدر آقاى دوپره ، مرا تا پلاتانا همراهى كرد . كشتى ما يك بش چيفته بود كه مىتوانست هشتاد تا صد چليگ « 1 » بارگيرى كند . عمله و كاركنان كشتى بيست ملوان يونانى بودند كه يك مسلمان بر آنها فرماندهى مىكرد . راهنماى آن يك دريانورد تا حدى آزموده بود . من به كشتى رفتم و پسر آقاى دوپره و يك پزشك اهل برگام به نام دكتر پرتا « 2 » كه مردى خيلى با روح بود و حالت مخصوص به خود داشت مرا همراهى كردند . او در تركيه در كار خود موفقيت داشت و پزشك اشخاص معتبر آنجا به‌ويژه عبدى بيگ ، ناظر معدن بوده است . او به آسانى زبان آن كشور را حرف مىزد و با استفاده از برترى كه به مناسبت پيشه‌اش داشت از ترك‌ها كوچكترين ملاحظه‌اى را بجا نمىآورد . كشتى ما در دوم سپتامبر از پلاتانا با نسيم شمال‌شرقى به حركت افتاد و اگر اين نسيم تندتر مىوزيد در هفت يا هشت روز ما را به قسطنطنيه مىرساند و ليكن نزديكىهاى نيمه شب وزش باد به مغرب چرخيد و ما ناچار شديم كه خود را دور
هامش
( 1 ) - ظرفيت هر چليك 44 / 1 متر مكعب است و اين واحد اندازه‌گيرى ظرفيت كشتىهاست . ( 2 ) -Pretta
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 290 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم