اين درياى خشمناك و بدپذير « 1 » مىتوانند تاب بياورند .
شهرهاى اصلى اين جلگه به نام چهارشنبه ، صامسون ، بفراست . من همين آخرى را مىشناسم و خواننده مىتواند به ياد بياورد كه من دربارهء آن قبلا سخن گفته بودم .
هامش
( 1 ) - مىدانيم كه درياى سياه را در روزگار باستانaG 1 GEEvosمىخواندند اما به علت يك داورى موهومى كه پايهاش بر ترس نهاده شده بود يونانىها بعدا به آن دريا نام مهماننواز دادند و گمان مىكردند كه با اين عمل خوششگون ( * ) مىشود . به همين جهت دليل مشابهى در دست است كه تركها امروزه هنوز طوفان را مانند ايتاليائىهاFortunaو طاعون را المبارك مىخوانند .
( * ) مؤلفPeriple de l ? Euxinاز روى آنچه كه مىتوان از توضيحات سالوستSallusteنتيجه گرفت چنين مىانديشد كه اصل نام اوكسن يك افسانهء يونانى است و نام باستان و درست اين دريا اسكنسAskenesبوده است . اين نام را در كتاب سفر پيدايش فصل دهم ، جلد سوم و در تأليفات مختلف چند مؤلف ارمنى مىيابيم .