از ساحل كنيم و از ميان دريا برويم و راه را دور تر كنيم .
ما بيست و پنج يا سى فرسخ ( ليو ) در راه خوب پيموديم و آنگاه باد تند در روز سوم وزيد . ملوانان باوجود تذكرات من جلوى كشتى را زير باد دماغهء ونا گذاشتند چونكه برايشان غيرممكن بود از آن عبور كنند .
درحالى كه به كرانه نزديك مىشديم يك چرخ با طنابهاى كشتى به ساحل پرتاب كردند و به زحمت و كوشش كشتى را با طناب بستند و استوار كردند . ما سه روز را در خشكى يا بهتر بگوئيم درميان خرسنگهائى كه اين كرانه را پوشانده و در آن هيچ مسكنى پيدا نمىشود گذرانديم . باد پيوسته به تندى مىوزيد و باران غالبا به حالت رگبار مىباريد . تلاطم امواج مانع مىشد كه قايق را به دريا بيندازند .
رابطهمان با كشتى بريده شده بود و براى پناهگاه جائى جز غارها نداشتيم . اين نخستين آزمايش ما از بادهاى غربى بود چونكه در بقيهء دورهء اين مسافرت كرارا با مخالفت اين بادها مواجه بوديم .
در سومين روز ، كولاك كمى آرام شد و ما به كشتى سوار شديم و كوشيديم تا از دماغهء ونا بگذريم . اما اينبار هم كوشش ما بيهوده ماند . باد و جريانها ما را به سوى شرق مىكشاند و ما ناچار شديم كه نه تنها از يازون « 1 » ( ژازونيوم « 2 » باستان ) و كرزون بلكه از زافرا ، تيربولى و بيوكليمان « 3 » هم بگذريم . از آن طرف محل اخير توانستيم در خليج كوچكى خود را به خشكى برسانيم و باز هم خوشبخت بوديم كه تا فاز كشانيده نشديم . طوفان در درياى سياه بطور معمول سه روز طول مىكشد .
ما ناچار بوديم كه يك هفته انتظار بكشيم تا خشم موجها فروبنشيند . درحالى كه به دل خود وعده مىدادم كه وزش تند بادهاى اعتدال پائيزى را گذراندهايم به جاشوان فشار آوردم كه بادبان بكشند . و خوشبختانه از دماغهء ونا رد شديم و ليكن به زحمت توانسته بوديم كه به محاذات اونيه برسيم كه از نو گرفتار طوفان سختترى از پيش شديم و در اينجا ديگر جا داشت كه از غرقه گشتن بترسيم .
دريا از كف سفيد شده و امواج سخت و كوتاه مانند تمام درياى مديترانه بود .
هامش
( 1 ) -Yasoun( 2 ) -Iasonium( 3 ) -Buiuk - Liman