سوئيس و ساوآ مىاندازد ؛ درحالى كه در همسايگى ارزنة الروم سرزمين بلند ، سنگلاخ ، بىحاصل و تقريبا لخت است .
نمناكى خاك كه با مقدار فراوانى برگهاى ريخته شده همدست گرديده بيش از حد متعارفى ، شيب سخت كوهستانها را ليز كرده است و ما ناچار شديم كه براى پائين رفتن پياده برويم . ما روز بيست و پنجم را در قويزليك ( دهكدهء درختهاى گردو ) گذرانديم و آنجا نخستينبار پس از ارزنة الروم ما به كاروانسرائى رسيديم كه تا اندازهاى در آنجا وسايل آسايش فراهم بود و قهوهخانهاى ديديم كه خوب اداره گرديده بود . من از آنجا به آقاى دوپره كنسول طرابوزان نامهاى نوشتم كه پسفردا در روز بيست و ششم مهربانى كرد و به پيشبازم تا محلى آمد كه در آنجا نخستينبار مىتوان دريا را با فراخى وسيعش ديد . اين محل بىگفتگو همسايه آنجائى است كه بازگشت ده هزار نفرى آن را تا اين اندازه آوازه ساخته است و همانجائى است كه يونانيها پيش از اينها يك پرستشگاه و مهرابههائى براى آپولن و مركورى در آن بنياد نهاده بودند . قلهء اين كوهها را بعدها امپراطور آدرين ديد و در آنجا مجسمهاى برپا كرد كه شهرت نوينى به آن داد ؛ بويژه با توصيف درخشان جاندارى كه آرين به درستى دربارهء آن از خود بهجاى گذاشته باعث شهرت بيشتر آن گرديد . او از تاريخنويسان يونانى بود كه روش و ذوق آنها سادگى خيلى دوستداشتنى و لطف تقليد نكردنى سبك گزنفن را به ياد مىآورد .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص٢٨٧