تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
از گمش‌خانه ما روز بيست و چهارم به استاوروس ( صليب ) رسيديم و آنجا نخستين دهكدهء يونانى است كه از ارزنة الروم به سوى طرابوزان به آن برمىخوريم و دهكده‌هاى ديگر همگى ارمنىنشين يا ترك‌نشين هستند . اين دهكده وضعيت دلگشائى دارد و بر روى شيب كوهستان است و در كنار يك سيلابى واقع است كه آبهاى آن سبب بارورى كف يك دره مىگردد و اگر آن آب سيل از آنجا نگذرد به كلى بىحاصل مىشود . جاى اين را دارد حدس بزنيم كه استاوروس در زمان باستان وابسته به كوچ‌نشين طرابوزان بوده است . در روز بيست و پنجم ما رشته كوه‌هائى را كه مانند كمربند درياى سياه را در كرانهء جنوبى درميان گرفته‌اند به زحمت بالا رفتيم . هنگامى كه با كوشش به قلهء يكى از آنها رسيديم در زير پاى خود انبوهى ابر سفيد فراوان ديديم كه با شدت بهم مىخوردند و صاعقه از ميانشان مىجهيد . اين يك طوفانى بود كه بر طرابوزان و دره‌هاى پيرامونش مىتاخت . آفتاب در بالاى سر ما مىدرخشيد و ما هواى پاك و با نشاطى را تنفس مىكرديم . اين پديده بويژه در آغاز بهار و پائيز و زمستان اغلب تجديد مىشود و بادها ابرها را به سوى كوه‌هائى كه ياد كرديم مىرانند . آنقدر براين كوه‌ها ابر است كه با آنكه خيلى نزديك دريا باشند نمىشود از بالاى قله‌شان آن را ديد . سرزمينى كه از قله‌هاى كوه‌ها به سوى شمال گسترده شده خيلى جنگلى است . رويندگى در آنجا خيلى قوى است و درختانش كلفتى و بلندى فوق العاده‌اى دارند اين درختان عبارتند از درخت بلوط ، آلش ( زان ) ، زبان گنجشك ، غان ، افرا ، و تعدادى صنوبر . اين تنها چشم‌انداز نيست كه يك حالت خندانى را به ما مىنماياند بلكه به ميزانى كه بسوى طرابوزان پيش مىرويم خيلى به آسانى در مىيابيم كه مردم آنجا خيلى بيشتر از آن سوى ديگر اين كوهستان‌ها از آسايش بهره‌مند مىباشند . در ته دره‌ها مسكن‌هاى پراكنده‌اى برپا گرديده و اين خود مبين يك نوع امنيتى است . بارى چشم‌اندازهاى اين ناحيهء زيبا ما را به ياد دورنماهاى