پيوسته آميزش داشتم . شاه چندين بار مرا بار خصوصى داد كه بىهيچ تشريفاتى به پيشگاه رفتم و يك بار اين افتخار را يافتم كه همراه شاه به نخجيرگاه بروم .
تقريبا در هشت كيلومترى سلطانيه يك چادر وسيعى برافراشته و در جلوى آن حوضى كنده بودند كه از آب لبريز بود و هوا را خنك مىكرد . شاه همراه چهار فرزندش و انبوهى از بزرگان صبح زود به آن چادر رسيدند . چندين گوزن نر و غزال شكار شد كه ميان بزرگان دربار بخش گرديد .
ايرانيان ديگر در هنگام شكار خود اين شكوهمندى را كه شاردن تصويرش را رسم كرده ابراز نمىدارند . با اينهمه آنان شكار با شاهين را حفظ كردهاند .
ذوق اين تفريح پرخرج شايد از تاتارها سرچشمه گرفته باشد . شاه شمارهء بسيارى پرندگان شكارى دارد كه از شمالشرقى هشتر خان آوردهاند و با خيلى هنرمندى آنها را پرورانيدهاند . هر شاهينى نام خود را دارد و هريك آموزندهاى اختصاصى دارد . خوراكش جز گوشت نيست ولى هنگام نزديك شدن فصل شكار او را از گوشت پرهيز مىدهند تا اشتهاى پرخوريش بيشتر انگيخته شود . بايد بلد بود كه به موقع جلوى چشمانش را با نوارى بست و به او آموخت كه چگونه بر روى شكار خود فرود بيايد و موقعى كه او را باز مىخوانند چگونه برگردد و براى اين كار با آواى بلند نامش را صدا مىكنند .
روش پرورش مرغان شكارى برحسب نوع شكارشان فرق مىكند . آن پرندهء شكارى را كه براى شكار غاز وحشى آموخته كردهاند عمودى پرواز مىكند تا از زير شكار خود بتواند آن را به چنگال بگيرد . برعكس او شاهين است كه شكار عقاب هم مىكند . او در حال پرواز ، يك خط منصف الزاويه از خود رسم مىكند و به بالاى سر دشمن خود فرود مىآيد . بر سرش هجوم مىكند و چشمانش را در مىآورد . اين كار براى او اغلب بهسادگى انجام مىگيرد زيرا عقاب به آرامى و با چند دورخيز بلند مىشود و به زحمت به پرواز درمىآيد . با اينهمه گاهى پيش مىآيد كه شكست مىخورد و آنگاه اگر شاهين به تندى نگريزد يقينا تكهتكه
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص٢٦٤