بسازد ، با اينكه هوايش در تابستان خيلى ناسازگار است و اقامت در اصفهان بنظرش خيلى خوشايندتر بود . اين براى نخستينبار نيست كه در ايران دلايل سياسى سبب تغيير پايتخت مىشود . شوش ، تختجمشيد ، اكباتان ، گازا در روزگار پيشين ؛ رى ، قزوين ، سلطانيه و تبريز در روزگار معاصر بتدريج از عنوان پايتختى شاهنشاهى بىبهره نبودهاند .
برج و باروى تهران به نظر من خيلى متوسط آمد و هيچگونه ساختمانى كه بتوان آن را با بناهائى سنجيد كه مىگويند زينتبخش اصفهان است در آن وجود ندارد . كاخ و باغهاى شاه خيلى وسيع است ولى خانههاى بزرگان كشور هيچگونه نمائى ندارد . ايرانيان خيلى بيشتر به اندرون خانه علاقمندند و به آرايش بيرون آن توجهى ندارند . مسجدها ، بازارها ، كاروانسراهاى تهران به همان حال پيشين خود هستند با اينهمه مىتوان باور كرد كه اين شهر با آنكه در زمانى كه من در آنجا مىزيستم چندان پيشرفتى نداشت و جمعيتش بيش از سى هزار نفر نبود چون مقر شاهنشاهى شده جمعيت و توانگريش روزافزون است و آن را سزاوار مىسازد كه پايتخت يكى از فراخترين كشورهاى آسيا بشود . فتحعلى شاه در انديشهء آن است كه رودخانهاى « 1 » در آنجا روان سازد . اين رود در غرب در فاصلهء دو فرسنگى جارى است و مردمان مرّفه و توانا آب از آنجا براى خود مىآورند ولى آبى كه در جوىها روان است چون آن جويها بد مراقبت مىشود آدم را بيزار مىكند .
خاك اطراف تهران چه در شرق و چه در غربش سنگلاخ و بىحاصل است ولى آبهايى از كوهستانهاى شمالى كه چندان دور از شهر نيستند سرازير مىشوند و آن جلگه را كه ميانهء شهر و كوهى است آبيارى مىكنند و آن را مستعد برخى كشتها مىنمايند . بر روى يكى از اين كوههاست كه قصر قاجار را با آجرهاى بسيار زيبا ساختهاند و دورش را پارك بزرگى فراگرفته است . در درون اين كاخ آب روان مىگذرد و در آنجا چندين حوض با فوارهها تشكيل مىدهد و سپس در
هامش
( 1 ) - رود كرج .