آنكه باروبنهشان را به زمين فرود بياورند و چادرهايشان را برافرازند . پس از شام شب به خواب مىروند و ديدهبان ندارند و هيچگونه احتياطى در برابر هجومهاى شبانه بجاى نمىآورند . بدين جهت اغلب به فريادهاى مسافرينى كه از خطر واقعى يا توهمى ترسانيده شدهاند از خواب بيدار مىشوند . در اين وقت است كه درهم برهمى عجيبى پديد مىآيد و هركس به سوى اسلحهء خود مىرود و در تاريكى شب مردمان همراه كاروان گاهى به همديگر مىتازند .
در ايران معمولا روزى پنج تا شش فرسنگ راهپيمائى مىشود كرد .
راهنمايان به آسانى حاضر نمىشوند بيش از اين در حركت باشند . در حقيقت كاروانسراهائى يافت مىشود كه بتوان شب را در آنجا غنود ولى آنها باندازهاى كثيف هستند كه نمىشود توصيه كرد كه در آنجا بخوابند . بطور كلى بهتر اين است كه چادرى پيدا كرد و زير آن آسودهتر غنود حتى در هواى آزاد خوابيد و از محل سكناى آدميان دورى جست .
در دنبالهء كاروانها معمولا پيرمردان فقير مىآيند كه با صدقه زندگى مىكنند و اغلب هم صدقه به آنان داده نمىشود . به همين ترتيب روحانيون اروپائى را مىبينيم كه شرق را زير پا گذاشته و نقشهء تبليغ عيسويت را در سر دارند . اينها هم براى گذران زندگى خود هيچ محل درآمدى جز نوعدوستى مردم ندارند . اخلاقيات گيرائى كه از انجيل استخراج گرديده همهء دلها را بهم آشتى مىدهد و بر روى همين اصل با خاطر جمعى آرام مىيابند ؛ به آسانى به زبانهاى شرقى سخن مىگويند و در وحشىترين نواحى داخل مىشوند ؛ در همهجا بدبختان را تسلى مىدهند و بيچارگان را درمان مىكند و پندهاى بىغرضانه به ناتوانان و مردان توانا مىدهند .
اگر با اينهمه كوششها پيروان كمى مىيابند لااقل براى عيسويان دوستانى فراهم مىسازند . ايرانيان و حتى تركها اغلب آنها را در اختلافات ميان خود حكم مىكنند و آنها را برابر درويشها مىشمارند . اين روحانيون اين انديشهء خوب را دارند كه در كارهاى عامه خود را آلوده نمىكنند . در هيچجا به اين انديشه نمىافتند كه دوستى بزرگان را به سوى خود بكشانند آنها جز نان نمىخواهند و هرگز اين نان را از ايشان دريغ نمىدارند .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص٢٥١