تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
است كه دشمن را در نخستين برخورد شكست بدهند يا اينكه به تندى برق بگريزند . درميان تيره‌هاى چادرنشين آن سوارى كه از اسب بيفتد او را مانند كسى كه شكست خورده مىنگرند ؛ سلاحش را مىگيرند ، هيچگونه آزارى به او نمىدهند . موضوع اصلى در يك نبرد براى آنها اين نيست كه در ميدان جنگ مسلط بود بلكه اهميت آن بستگى به مقدار تاراجى دارد كه مىشود چپاول كرد . اگر ارتشهائى كه اين‌گونه تشكيل شده‌اند شايستگى نگهدارى خود را در برابر يك برخورد تند و مداوم از طرف يك دسته سپاهى بىاهميت ندارند به دلايل قويترى آنها نمىتوانند كه در برابر سربازان منظم كه در يك رج مىجنگند و فرماندهان وارد در هنر جنگى دارند گردن بگيرند . همچنين در همين روزها چندين بار ديده شده كه مشتى اروپائى ارتش عثمانى را از هم پراكنده ساخته‌اند و آتشى كه از روى قاعده در حمايت توپخانه و شليك چندين تفنگ انجام بگيرد تمام كوشش نظاميان شرقى را فلج مىسازد . در ايران نه سربازخانه است و نه خسته‌خانهء نظامى ، نه مخزنى براى آذوقه‌گيرى ارتش . هر پياده نظام يا سوار ناچار است كه با مواجبى كه از حكومت مىگيرد همه‌چيز مورد نيازش را فراهم كند . اين مواجب به سپاهيانى كه در سان حاضر مىشوند مرتبا پرداخت مىشود ولى ميزان آن برحسب نوع كارشان فرق مىكند بطورى كه مواجب هر سرباز از شش تا هفت تومان ( 120 تا 140 فرانك ) و مواجب هر افسر از بيست تا سى تومان ( 400 تا 600 فرانك ) براى تمام مدت لشكركشى « 1 » مىباشد . دولت به دستهء سپاهيانش كمى غله مىدهد و به خرج خود اسبهائى را كه تلف مىشوند از نو تهيه مىنمايد . ولى دربارهء سركردگان تيره‌ها ، مواجبى را كه آنها دريافت مىكنند نسبتش بيشتر بستگى به شمارهء سربازانى دارد كه با خود دارند نه به اهميت درجهء آنان . ارتش ايران چنين تركيب شده است : 1 - نگهبانان شاه و شاهزادگان ؛ 2 -
هامش
( 1 ) - غلامشاه‌ها مواجب ساليانه‌شان از بيست تا سى تومان است ( 400 تا 600 فرانك ) بىآنكه انعام‌هايشان را درنظر بگيريم .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 214 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم