چوب كم است و باغبانها اغلب با نردبان از ديوار بالا و پائين مىروند . و ليكن مىشود گفت كه تمام محوطهها تقريبا بىفايده هستند چون هيچچيز نمىتواند جلوى بىانضباطى سربازان و درشتى سركردگان را بگيرد . با اينهمه فتحعلى شاه از اينكه زيردستانش آزرده مىشوند رنج مىبرد . او بر خود هموار نمىسازد كه براى خاطر كارهاى مربوط به او با اتباعش به زور رفتار كنند و به درستى اين پند انوشيروان معترف است كه اگر از باغ رعيت پادشاه سيبى بخورد غلامانش درختان را از بيخ برمىآورند .
اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبى * برآورند غلامان او درخت از بيخ
در 1805 شاه فرمان داد كه هر دهكدهاى كه سپاهيانش از آن گذشتهاند از خراجها معاف باشند .
اين دستهها اسلحهء سبك دارند كه تا اندازهاى متناسب خدمت نظام مىباشد .
جز در تابستان جنگ نمىكنند و اغلب شبها در روشنى مشعلها و به صداى موسيقى پرسر و صدائى در حركتاند « 1 » فاصلهاى را كه در هر روز مىپيمايند تقريبا شش فرسنگ است يعنى يكسوم بيش از مسافتى كه كاروانها در يك وهله يا منزل مىپيمايند . با اينهمه در مواقع فوق العاده تا دو برابر اين هم مىتوانند بروند . در سال 1795 آقا محمد خان مسافت از تهران به تفليس « 2 » را با سوارهنظام خود پانزده روزه رفت كه يازده فرسنگ يا نزديك هفده فرسخ ( ليو ) در هر روز مىشود . اين طرز حركت در برابر حركت سپاه عثمانى خيلى تند است . يوسف پاشا براى جابجا كردن خود و سپاهيانش از قسطنطنيه به مصر چهارده ماه طول داد .
هامش
( 1 ) - برخى از اين جزئياتى را كه مىخوانيد در يك « اعلان كتابفروشى » كه در آغاز مسافرتنامه به ايران تأليف آقاى اليويه به چاپ رسيده مىبينيد . ما تصور كرديم كه لازم است آن را در اينجا درج كنيم زيرا آنها خلاصهء فشردهء چندين يادداشت هستند كه جزو كار ما مىباشند و برخى از آن قطعات را در 1807 در روزنامهها به چاپ رساندهاند .
( 2 ) - محمد خان اين شهر را گرفت و آن را به تاراج داد و پانزده هزار برده از آنجا آورد .