ديگر و از كشانيدن انبوه زن و بچه و مرد و لوازم يك كاروان انبوه خسته مىشود آنگاه در يك درهء بارور كه او مىخواهد تملك كند توقف مىنمايد و براى نياز آنى خود خانههائى از گل مىسازد كه استحكامش به همان اندازهء چادرهايش مىباشد .
براى هريك از زيردستان خود آن سرزمين را كه مىخواهد براى كشت به تصرفشان بدهد تعيين مىنمايد و آنگونه كارى را كه او حق خود و زيردستانش مىداند معين مىكند . برخى به درختكارى در باغها مىپردازند و برخى آب انبار مىكنند ؛ در داخل خانههاى خود به ساخت مصنوعات بدوى و در خارج به نگهبانى گلهها مشغول مىشوند . بارى زنها به كار خانه و نيازمنديهاى خود سرگرم هستند ؛ نان را خمير مىكنند ، پشمريسى ، نمدمالى و قالىبافى مىنمايند . اگر امنيت برپا باشد و سركردهء آنها نيز طرف اطمينان بشود بازرگانها به اميد سوديابى از هر سو راه مىپيمايند تا به آنجا برسند . بهجاى كلبههاى كوچك ، خانههاى پاكيزه ، آسايشبخش ، روشن و هواخور ساخته شده كه ساخت آنها به ريخت چادرهاى بدوى است . در آنجا مسجدها ، بازارها ، سقاخانهها برپا مىشود و چندى بعد محل چادر چوپانان ، دورنماى يك شهر را نمايش مىدهد .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص٢٠١