و گوارائى و روشنى مطبوعش مىشود . »
طبقات كشاورزان ايران به سبب وضعى كه دارند و در نتيجه عادتشان شده حد ميانه را ميان شهرنشينان و ايلات به خود مىگيرند . آنها كه كشتمند هستند اگر مسلمان باشند از برخى امتيازات بهرهمند مىشوند كه مهمتر از همه اين است كه آنها را نمىشود خريد و فروش كرد و اين حق مخصوص را قران به آنان داده است .
كشاورز ايرانى كاملا فرمانبردار حكومت است . او فرمان مىبرد و رنج مىكشد ولى صدائى از او درنمىآيد مگر آنكه كارد به استخوانش برسد . ولى اگر مأمورين دولتى خيلى به آنان سختگيرى كنند آنها از مزرعه خود مىگريزند و خانهء پدرى را ترك مىكنند و داخل طبقهء ايلات مىشوند . با اين همه همينكه اميد كمى به آيندهء بهتر در آنان دميده شود از نو به كار خود مىپردازند و با پشتكار و هوشيارى بسيار دست به كار مىشوند . هنگامى كه كسى موى دماغ آنها در كارشان نشود خيلى به آسانى پولدار مىشوند . پس از آنكه پول و پلهاى بهم زدند هرگز وضع و محل زندگى خود را تغيير نمىدهند . آنها هرگز طلاى خود را در شهرها تلف نمىكنند ؛ آنها بر تفريحات خود مىافزايند ؛ خانهء خود را قشنگتر مىكنند ؛ همسر تازهاى مىگيرند ؛ بردگان تازهاى مىخرند و تجمل و تفريحهائى را كه ديگران در شهرها جستجو مىنمايند اينان در كشتزارهاى خويش باب مىكنند . به همين دليل است كه اغلب در دهكدههاى خيلى متوسط ايران ، خانههاى بزرگ و زيبا به چشم مىخورد كه تمام حشو و زوائدى كه لازمهء يك ثروت بىپايان است در آنجا فراهم شده است .
باتوجه به صفات و كيفيات ملى ايران كه در بالا ذكر شد اكنون اين حق را به خود مىدهيم كه دربارهء چگونگى تشكيل يا بزرگ شدن شهرهاى ايران اظهارنظر نمائيم .
هنگامى كه سركردهء يك تيرهء توانا از كوچ كردن از اين صحرا به آن صحراى
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص٢٠٠