آبيارى باغها و كشتزارها نهر از رودخانه جدا مىكنند و در نتيجه آب آنها كاهش مىيابد و روانى خود را از دست مىدهد . مردمان ولاياتى كه خاكش بىحاصل است با كاميابى به آبيارى مىپردازند . آنان قناتهاى زيرزمينى مىكنند و آن را كاريز مىخوانند و اين آب را از زير خاك مىگذرانند تا به محلى برسد كه اگر آن آب بدينوسيله در آنجا روان نشود آن زمين بارور نمىگردد ، كانالها در چندين فرسخ راه ادامه دارد و پهناى آنچنان است كه سه مرد مىتوانند پهلوى هم در آن راه بروند . بوسيلهء چاههائى كه كندهاند مىتوان در فاصلهءهائى از بالا به توى قنات پائين رفت و از آن سوراخها هوا و روشنى به پائين مىرود . اغلب اوقات اين كانالها را در خاك رس مىكنند و با اينكه هماكنون در حال ريزش و ويرانى هستند باز مىتوان آن را يكى از بهترين كارهاى ايشان دانست .
همينكه زمين يك بار از آب تر شد علف ، گندم ، برنج ، سبزى خوردنى ، پنبهء علفى ، درختچه ، درخت ميوه ، درختانى كه براى سايهافكنى يا ذوق ديگرى كاشته شده مانند بيد ، تبريزى ، چنار ، نارون به سرعت مىرويند و رنگ سبز و تازه و مطبوع آنها كه با رنگ شنهاى صحرا اختلاف بسيار دارد آنها را بيشتر جلوهگر مىسازد . خانههاى خندان ، كوشكها ، مسجدها ، كاخها در ميان اين بستان هاى فراخ برپا مىشوند و ليكن ايرانيان به بهاى گزافى از اين كنجها بهرهبردارى مىكنند . چندى كه گذشت انبوه خزندگان زهردار از بيابان به اين محلها هجوم مىآورند و آنجاها را آلوده مىكنند و حتى در محل سكنى مردم توليد مثل مىكنند و بر شمارهء خود مىافزايند ؛ گاهى به آبى برمىخورند كه در خود كيفيت ناسازگار يا مزهء ناگوارى نگهداشته چون از شنزارهاى آغشته به نمك گذشته است « 1 » . بارى
هامش
( 1 ) - نمك به اندازهاى در ايران فراوان است كه به توسط فشار آب باران در گودالها گرد مىآيد و از اينرو است كه هر جائى كه در زمستان آب در آن جمع مىشود زمين شوره مىشود . همهء درياچههاى ايران نمكى هستند ؛ همه تودهء بزرگ آبهاى آنجا پس از چند سال ماندن شور مىگردد . بركههائى را كه در نقاط مختلف در تپهها يا تنگهء كوهها ساختهاند نيز چنانچه به آب آنها نيازى براى آبيارى نباشد و در جاى بماند نمكى مىشود . -