فصل بيست و هشتم ملاحظات عمومى دربارهء آبوهواى آسياى صغير و ايران -
كيفيات مخصوص رودخانهها - رودها - لزوم آبيارى زمينها در چندين استان .
آبوهواى آسياى صغير و ايران بر طبق جهاتى كه امتداد رشتهكوههاى بزرگ آنجا به خود گرفته و در فصل سوم و دهم و سيزدهم همين كتاب ذكرش به ميان آمده باهم اختلاف پيدا مىكنند . اين رشتهكوهها سبب مىشوند كه جلوى ابرهائى كه از مديترانه مىآيد گرفته شود و در نتيجه آنها در بخش شمالى آناطولى تبديل به باران مىگردند و مىبارند . دياربكر و عراق عجم در آن طرف هستند و از اين امتياز هيچ بهرهاى نمىبرند و در نتيجه ، گرما و خشكى از مشخصات هواى اين ناحيه است . در حين عبور از ايران ، جهت كوهها ، جنوبى شرقى است و هيچگونه مانعى در برابر بادهاى غربى ايجاد نمىكند و مىگذارد كه بادها بى برخوردى تا فلات پنجاب و تا محل بلندى كه رود جيحون ( اكسوس باستان ) ، سند و گنگ « 1 » خارج مىشود بوزد . داغستان ، گرجستان ، شيروان ، ارمنستان ، يك قسمت كردستان و آذربايجان ، گيلان ، مازندران و استان استراباد را بايد جزو سرزمينهاى
هامش
( 1 ) - ما مىدانيم كه اين عقيده ، مخالف عقايدى است كه چند تن از دريانوردان دارند .
اينها نمىانديشند كه بادها معمولا در يك جهت در يك فضاى بيش از دويست و پنجاه فرسخى مىوزد . و ليكن در آسياى غربى اين پديده بىچون و چرا وجود دارد . بعلاوه مىدانيم كه باد شمال هر ساله تمام درهء مصر را مىپيمايد و در حبشه ابر بسيار انبوهى با خود مىبرد ولنىVoloney؛ مسافرت به مصر و شامات ، جلد اول صفحهء 50