فصل بيست و نهم بخش مردم ايران به چادرنشينان و تاجيكها -
فرق چادرنشينان ايرانى با ايلات آسياى صغير ، چه بستگى باهم دارند - طبيعت و استعداد جنگجوئى چادرنشينان ايرانى - تيرههاى اصلى آن - كشاورزان ايرانى - روحيهاى كه آنها را مشخص مىسازد - تشكيل شهرها .
به همان اندازهاى كه به نوع آبوهوا و خاك ايران مىانديشم به نتايجى كه غاصبين يا فتنههاى تقريبا پيوسته در اين كشور ايجاد كردهاند و جمعيت كشورى به اين فراخى را به دوازده تا چهارده كرور رسانيدهاند فكر مىكنم و به آسانى درمىيابم كه اين جمعيت مىبايد كه در استانهاى مختلف پراكنده شود و ميزان اين از هم پاشيدگى مربوط به كمى يا بيشى امنيتى است كه بتوان در به دست آوردنش اميدوار بود . مردم ايران به دو دسته بخش مىشوند : يكى چادرنشينان هستند كه در كوهها مىباشند يا بيابانها را مىپيمايند ؛ درحالى كه دستهء ديگر به نام تات يا تاجيك هستند و در مزرعهها و محلهاى آبيارى شده يا در شهرها اقامت مىگزينند .
در ايران هرگز مانند مصر نيست كه اگر عربى بيابانى دست دختر خود را بگيرد و به غير همطراز خود به فلاحى بدهد پيوند ناجورى كرده است در آنجا مملوكى مىميرد و از او نژادى بجا نمىماند ؛ در آنجا قبطى نسطورى از يك مارونيت بيزارى مىجويد و در آنجا همهء طبقات مردم باهم دشمنند چه فيروز چه فرمانبردار هيچيك باهم نمىجوشند .