تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
در ايران برعكس است . باديه‌نشينان از اينكه شهرنشين بشوند بيزارى نمىجويند ؛ كشاورزان اگر دلشان بخواهد نوع زندگى و رسوم گله‌دارى ايلاتى را براى خود مىگزينند . مسلمانان به عيسويان كه به دسته‌هاى كوچك در قسمت‌هاى مختلف كشور پراكنده هستند اهانت نمىكنند و پروا ندارند از اينكه با بردبارى بسيار ، احترام آنها را نگهدارند . اين مسئله چندان كم پيش نمىآيد كه يك پسر ميرزاى ساده با يك دختر شاهزاده همسر شده باشد . اگر به چادرنشينان ايرانى تنها از نظر رسوم و آداب و اخلاق‌شان نگاه كنيم تمايل پيدا مىكنيم كه آنها را با ايلات چادرنشين تركمن يا عرب‌هائى كه كوه‌ها يا كرانهء شطها ، يا شن‌هاى آسياى صغير و بين النهرين را مىپيمايند عوضى بگيريم . هردو دستهء اين ايلات در حال سرگردانى هستند و به اين كار يكسان آموخته شده‌اند . به يك اندازه به دزدى متمايل هستند و استعداد هوا و هوسهاى شديد دارند . ولى نخستين دسته‌اى كه ياد كرديم به شاه ايران ، هركس كه مىخواهد باشد فرمانبردارند و حتى در ميان چادرهايشان حالت آرامى و ادب شهرنشينان را كسب كرده‌اند ؛ درحالى كه دستهء ديگر زندگى گريزان از مردم و سركشى را براى خود گزيده و تاب هيچ يوغى را ندارند . چادرنشينان ايرانى مانند عثمانىها سرزمين‌هاى باير ، قلهء كوه‌ها را براى اقامت خود بر جايگاه‌هائى كه طبيعت آنها را مساعدتر ساخته است ترجيح مىدهند . وقتى كه از آنان بپرسيد كه چرا نمىخواهيد از اين طرز زندگى كه پر از ترس و نگرانى و بىثباتى است دست بكشيد در پاسخ مىگويند : « پدران ما اينجور زندگى مىكردند » . در كوچ‌هائى كه مىكنند هربار هواى تازه‌اى تنفس مىنمايند و در هريك از اين لحظات اگر بشود گفت در خود حس استقلال مىكنند و اين حس براى آنان منتها درجهء خوشبختى را به بار مىآورد . مردم اصفهان تمام روز را در يك باغ در كنار آب روانى مىنشينند و جز به بهره‌مندى از خنكى هوا ، بوى خوش گل‌ها و زمزمهء آبها نمىانديشند . ايل افشار برعكس اين زندگى بيكارى را
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 194 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم