التفات بكند و خواست خويش را بيان نمايد . بطور معمول شاه به نجيبترين و متشخصترين آنها اجازهء نشستن مىدهد . آنگاه كنيزان مجموعههائى مىآورند كه از زير گيسوان بلند معشوقكان شاه را كه با مرواريد بافته شده نگاه مىدارد . آنگاه همهء آن زنها آرزوى تندرستى شاه را مىكنند و پيشرفت پادشاهى را خواستار مىشوند . زنها ، خواجهها و غلام بچهها كه در داخل اندرون خدمتگزار هستند داراى رختهاى خيلى گرانبها مىباشند . اغلب چيزهائى كه به كار اسباب خانه مىخورد از جنس طلاست يا با مرواريد زيور يافته يا محصولات خيلى كمياب معادن هند است .
اغلب پيش مىآيد كه فتحعلى شاه بهمراهى چند تن از درباريانش از پايتخت بيرون مىرود تا به شكارگاه برود و خوش بگذراند . او عاشق شكار است . شكار گوزن ، غزال يا پرندگان شكارى را بيشتر از همهجورش دوست دارد . چند نفر از ايرانيها به من با اطمينان گفتند كه اغلب او را ديدهاند كه افسار اسبش را شل كرده و در حال تاخت گلولهاى به يك عقاب كه در اوج مىپريده انداخته و او را از آن بالا سرنگون كرده است . او شاهينهاى پرورش يافته دارد كه آنها را بر روى درياچهها مىپراند تا پرندگان دريائى را شكار كند يا بر سر غزالها بنشينند و چشمهايشان را درآورند و همچنين به عقابها و غليواجها هجوم بياورند . هنگامى كه من در تهران بودم شاه اينگونه شكار آخرى را كه ياد كردم براى ديگران قدغن كرده بود . « او گفته بود كه من نمىخواهم ضعيفان به خودشان اجازه دهند كه با بزرگتر از خود پنجه بيندازند و مانند شاهين باشند . عقاب شاه آسمان نبايد زير ضربهء كسى جز شاه قرار بگيرد . »
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص١٨٨