مىدهد . بارى او در پرتاب نيزه استاد و در تيراندازى هوائى چابك است و دربارهء اينگونه هنرنمائىهاى خود با ميل سخن مىگويد .
در موقعى كه جانشين عموى خود آقا محمد خان نامدار گرديد شاهنشاهى ايران هنوز پس از مرگ طهماسب قلى خان استوار نگرديده بود . استانهاى شرقى با اينكه سلطنت او را قبول داشتند از قوانين مركز هيچگونه فرمانبردارى نمىكردند . حسين خان برادرش به نظر مىآمد كه مىخواهد بيرق آشوب را برافرازد .
فتحعلى شاه با رفتار سخت و خردمندانهاش توانست كه اين فتنهها را بخواباند .
او بخش بزرگى از خراسان را باز به دست آورد و توانست كه توانائى خود را در همهجا عموميت بدهد و بشناساند . او مردمان سرشناس بسيارى به دربار خود آورد و هنگامى كه من در تهران بودم اين اشخاص در آن شهر زير نظر و ناگزير بودند كه هر روز در برابر شاه ديده شوند . آنها مسئول كوچكترين عمل زيانآورى بودند كه بتواند نظم عمومى را در استانى كه مربوط به آنهاست مختل كند . بدين ترتيب بزرگترين آرامش در كشور پديد آمد . فرمانهاى شاه بىچون و چرا در همه جاى كشور روان بود و مسافرين بىدردسر به سفرهاى خود مىرفتند و از راهها ترسى نداشتند . مانند سابق نبود كه در حين راهپيمائى گرفتار ايلات سرگردان كرد يا عرب بشوند و مالشان را به تاراج ببرند چنان كه امروز در آناطولى همين گرفتاريها هست . سختگيرى دولت نسبت به اين ايلات الهامبخش ترسى گرديده كه براى آنها سودآور است . آنها زندگانى شبانى را از نو گرفتهاند و هنگامى كه زمستان مىشود و آنها ناچار به دهكدهها پناه مىبرند در آنجا به آرامى زيست مىكنند . آنها حتى به خزانهء شاه باج مىدهند و شاه براى بهرهبردارى از روحيهء جنگى و فعاليتشان آنها را در همهء لشكركشىها داخل مىكند و امروزه نيز قدرت اصلى ارتش ايران به دست آنهاست .
وزيران بهيچوجه داراى قدرت پادشاه نيستند ، آنچنانكه در آغاز اين قرن در تركيه بودند و سنگينى حكومت تقريبا بر روى دوش آنها بود . فتحعلى شاه
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص١٨٦