اگر به شاهى برسد تغييرات شگرفى در شاهنشاهى ايران « 1 » بدهد . ولى باتوجه به شماره و نفوذ و اعتبار رقيبان او اين اميد خيلى مشكوك به نظر مىرسد .
هامش
( 1 ) - دراينباره ببينيم آقاى موريه در دومين سفرنامهاش به ايران كه در 1810 تا 1816 كرده چه مىگويد : « من كمتر در كشورى به مردمى تا اين اندازه دلربا مانند عباس ميرزا برخوردهام . خطوط سيمايش خيلى جاندار ، لبخندش مطبوع ، سخنانش صميمى و راست و باذوق است . . . او از خواندن خيلى خوشش مىآيد ولى بررسىهايش فقط منحصر به تاريخنويسان كشور خودش مىباشد . . . او مجموعهء بزرگى از كتابهاى انگليسى گرد آورده كه آنها را اغلب باز مىكند ولى زبان آنها را نمىداند . بارى ما از طبيعت اين شاهزاده نتيجه مىگيريم كه اگر او يك پرورش درخشانى مىيافت و پيوسته در برابرش سرمشقهاى شرافت و پرهيزكارى مىداشت نه تنها او زيور كشورش بشمار مىرفت بلكه جايگاهى و الا در ميان بهترين مردمان جهان و ميان بهترين شاهزادگان مىيافت » . جلد دوم ، صفحهء 119 - 117 ترجمه .