گشتند . ديرگاهى بود كه هيچ پادشاهى نتوانسته بود كه اينهمه سرزمين و استانهاى زيبا را يك كاسه كرده باشد . كريم خان تنها بر فارس و كرمان و عراق و تبريز فرمانروائى كرد . خراسان اين ناحيهء حاصلخيز كه مقدس بودن و زيارتگاه بودنش دست كمى از مكه ندارد ، مازندران اين سرزمين كوهستانى كه مردمانش در تيراندازى با كمان معروفيت دارند و بالاخره داغستانى كه از آن ، ايلهاى تاتار بيرون آمده و آسيا را زير و زبر كردهاند يا جدا يا به ظاهر جدا بودند . سامان آذربايجان هم داراى مرزهاى محدودى بود . فرمانرواى كنونى ما درحالى كه عنان حكومت را به دست گرفته با دانائى توانسته است كه همهء كشور را در دست تواناى خود يك جا كند . اگر گرجستان استانى را كه دير زمانى است كه از شاهنشاهى ايران جدا مانده استثناء كنيم همهء ايران فرمانبردارش هستند . تركمنها ديگر از جلگههاى خود جز براى خدمتگزارى شاه بيرون نمىآيند . زندگى افغانها و عربها محدود به كردهاى قندهار و صحراهاى خود گرديده است . ايلهاى وهابىها ، اين بىدينان كه عربستان را به ويرانى كشيدهاند چه مىتوانند در برابر شاه بكنند ؟ اگر شهرهاى مقدس در شاهنشاهى ايران بود او از بغداد تا مكه دو رج سپاهى مىگذاشت و با آنان ديوارى مىكشيد تا اينگونه راه خجسته براى آسايش زيارتكنندگان تأمين گردد . »
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص١٢٧