تيرهها كه چادرهايشان بهم نزديك بود به سوى ما مىآيد . او روپوشى از پوست و جامهاى گرانبها از ابريشم به تن داشت و بر اسبى بسيار زيبا سوار بود و صد سوار درپى او مىآمدند . برحسب رسم كشور ، او مهماننوازى كرد . ما پذيرفتيم و در چادرش قاليهاى خراسانى و ظروف چينى ، عطريات ، آلات موسيقى و خلاصه آنچه كه مىتواند در زندگى شرقى جمع بيايد و آن را نرم و باشكوه بسازد ديديم .
اين سركردهء كردها در جزو بندگان خود يك كنيزك چركسى داشت كه خيلى شيفتهاش بود و كه چند روز پيش از اين او را يك افعى گزيده بود و اين نوع پيشامدها در كردستان خيلى متداول است و نتايج خيلى اندوهبارى ببار مىآورد .
از ترس اينكه مبادا آن زن تباه شود از من خواست كه او را درمان كنم . خواهش او مرا نگران ساخت و ليكن سليمان سالخورده از آن آدمهائى نبود كه براى چيزى به اين كماهميتى ترس به خود راه بدهد خواست كه بيمار را ببيند . او جاى گزيدگى را آزمايش كرد و با حالتى سنگين و جدى و هوشيار ، يك شكاف به جاى زخم داد و كمى ماست با علفهاى مسكن ضماد كرد و بر روى آنجاى ناسور نهاد . چون به نتيجهء كارش خيلى اطمينان نداشت و درد او ممكن بود كه بدتر شود به من پيشنهاد كرد كه شبانه با شتاب از آنجا بگذريم ولى من كه اعتقاد بيشترى به استعداد و قابليت او داشتم قبول نكردم و در همانجا مانديم . خوشبختانه بامداد ، حال آن دخترك رو به بهبودى مىرفت .
ما راه خود را دنبال كرديم و درهء قطور را كه به همان ميزانى كه به مرزهاى ايران نزديك مىشود ، تنگتر و پيوسته پر پيچ و خمتر مىگردد پيموديم . ما از پاى يك برج بلند كه تقريبا يك قرن از ساختمانش مىگذرد گذشتيم . آن برج بر روى صخرهاى به فرمان بيگى ساخته شده بود كه قصدش اين بوده كه از دور ، كاروانهائى را كه مىگذشتند كشف كند و در پيش خود داورى نمايد كه آيا بىآنكه خطرى متوجهشان بشود مىتوانند آن كاروان را لخت كنند يا نه . در قطور كه آخرين
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص١١٢