تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
جذب و انجذاب دارند ؛ و هم مىتوان گفت كه انقسام علت به علت فاعلى و مادى در اين موارد به مجرد اتفاق بوده و مانند حصول توارث و قابليت بقا خود به خود به وجود آمده است .

پاسخ

ما يك بار مانند كسانى كه اعتقاد به علت و معلول را بسته به تداعى معانى و تنها عادت ذهنى مىدانند در مورد علت و معلول تنها به نام گذارى قناعت كرده بدون
شرح
و نيازى به علت فاعلى نيست و يا به اين معنى است كه عين همان چيزى كه علت مادى است علت فاعلى است . يكى از نقاط نسبتا حساس بحث الهى و مادى همين جاست . چنان كه مىدانيم سرچشمهء نظريهء الهى خود ارسطو نيز همين جاست . ارسطو به كمك سه مقدمه ، وجود « محرك اول » را اثبات مىكند : يكى اينكه « ممتنع است متحرك عين محرك باشد » و به عبارت ديگر « ممتنع است كه علت فاعلى عين علت قابلى بوده باشد » . ديگر آنكه « بايد محرك همواره به همراه متحرك وجود داشته باشد » يعنى حركت مادامى ادامه دارد كه عامل تحريك باقى باشد و اگر عامل تحريك از بين برود حركت هم بلافاصله قطع مىشود . ديگر اينكه « اگر محرك نيز به نوبهء خود متحرك باشد نيازمند به محرك ديگرى خواهد بود و آن محرك ديگر نه مىتواند همان متحرك اوّلى باشد و نه مىتواند تا بىنهايت پيش برود ، پس سلسلهء محركات بايد منتهى شود به محركى كه متحرك نيست و او عبارت است از موجودى مجرد و ماوراء الطبيعى » . مقدمهء اول ارسطو همين مسألهء ما نحن فيه است . مقدمهء دوم همان است كه گاليله و نيوتن بر خلافش قيام كردند و در مقالهء 8 مفصلا در اطرافش بحث و انتقاد كرديم . مقدمهء سوم مبتنى بر امتناع دور و تسلسل است . و اگر كسى در يكى از مقدمات سه گانه خدشه وارد ساخت و مثلًا نظر داد كه لزومى ندارد محرك غير از متحرك باشد ، يا آنكه معتقد شد بقاى عامل حركت به همراه حركت لازم نيست ، و يا آنكه دور يا تسلسل ممتنع نيست ، و يا اينكه فرض ارسطو مصداق دور و تسلسل نيست ، البته برهان ارسطو براى اثبات محرك اول ناقص خواهد ماند . ما در مقالهء 14 كه براهين فلاسفه را راجع به اثبات صانع نقل و انتقاد مىكنيم در اطراف اين برهان نيز بحث خواهيم كرد و به هر