اثبات رابطهء حقيقى در هر جايى كه موجودى دنبال موجودى پيدا شود پيشين را « علت » و پسين را « معلول » مىناميم . البته در اين صورت حقيقتا منكر اين قانون بوده و به اين قانون ، ارزشى بيشتر از تسميه نداده خط بطلان به گردا گرد همهء علوم و افكار خود خواهيم كشيد . و يك بار حقيقتا ميان اشياء رابطهء واقعى عليت و معلوليت
شرح
حال موضوع وحدت محرك و متحرك از بزرگترين مسائل فلسفى است و به حسب نظر ماديين مانعى ندارد كه متحرك عيناً همان محرك باشد ولى به حسب نظر ما ممتنع است كه محرك عيناً همان متحرك باشد . در متن نكات لازم به طور اشاره بيان شده و چون تحقيق كامل اين مطلب موقوف بر اين است كه از طرفى ماده و از طرفى ديگر حركت را كاملًا بشناسيم ما در اينجا به همان اندازه كه در متن بيان شده قناعت مىكنيم و باقى را به عهدهء مقالهء 10 مىگذاريم .
( 1 ) . براى تصديق و اذعان صحيح هر مسأله و قانون علمى اولين شرط اين است كه آن قانون و مسأله را خوب تصور كنيم ؛ بعد از آنكه خوب تصور كرديم حق داريم كه در مقام رد يا اثبات آن برآييم ؛ و اين مطلب در همهء مسائل نظرى جارى است و اختصاصى به فلسفه ندارد . بسيار ديده مىشود كه اشخاص از يك مسألهاى دفاع مىكنند و يا به آن حمله مىكنند ولى پس از بررسى معلوم مىشود تصور صحيحى از آن مسأله ندارند . البته اشكالى ندارد كه يك نفر يا يك دسته از يك تعبير مخصوص ، يك اصطلاح معين و مخصوص به خود داشته باشند . در « اصطلاح » نمىتوان مناقشه كرد و ما هم به كسانى كه يك اصطلاح روشن و سنجيده دارند ايراد و بحثى نداريم . ايراد ما به كسانى است كه مفهوم مورد نظرشان حتى پيش خودشان چندان مشخص نيست و چون مفهوم مشخصى از يك مسألهء بالخصوص ندارند دچار اظهار نظرهاى ضد و نقيضى مىشوند . علت اينكه از قديمترين ازمنه ، منطقيين اصرار داشتهاند كه « تعريفات » همواره بايد مشخص و معين و واضح باشد ، همين است .
مسألهء عليت از مسائلى است كه دچار همين سرنوشت شوم شده و بسيار ديده مىشود كه كسانى كه از آن دفاع مىكنند يا به آن حمله مىكنند مفهوم مشخصى از آن ندارند ؛ و روى همين جهت است كه ديده مىشود برخى از مدعيان فلسفه در يك جا مدعى مىشوند كه مفهوم « عليت » غير از مفهوم « تعاقب » است و به واقعى بودن آن نيز اعتراف مىكنند و در جاى ديگر كه به جاى لغت « عليت » لغت « خلقت » به كار مىرود