تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠

توضيح و تذكر

چنان كه از سخنان گذشته روشن است ما با پيمودن دو راه به يك آرمان رسيديم ؛ هم از راه گفتگو در خواص وجود خارجى و هم از راه كنجكاوى در قانون علت و معلول به اين نتيجه رسيديم كه هر پديدهء موجود و واقعيت‌دارى داراى ضرورت
شرح
اين حدوثات ، و اگر بنا شود كه حركت در يك لحظه بىنياز از محرك و فاعل مباشر باشد لازم مىآيد كه شئ در حدوث بىنياز از علت باشد و بديهى است كه اگر در يك مورد بالخصوص شئ را در حدوث بىنياز از علت دانستيم ناچار در جميع موارد بايد بىنياز بدانيم و به عبارت ديگر اگر صدفه و اتفاق را در يك جا جايز دانستيم در همه جا بايد جايز باشد و در اين صورت براى هميشه بايد قانون علت و معلول را به كنارى بگذاريم و هيچ چيز را شرط هيچ چيز ندانيم و هيچ رابطه‌اى بين اشياء قائل نشويم يعنى يكباره علم و فلسفه و نظم و قانون را انكار كنيم . در اينجا بيش از اين به سخن ادامه نمىدهيم . بحث بيشتر در اطراف اين مسأله مستلزم اين است كه بيشتر در اطراف حركت به بحث بپردازيم . بحث مبسوط دربارهء حركت را مقالهء 10 متكفل شده است . در خاتمهء اين مطلب براى اينكه ارزش افكار مادّيون را در اين موضوع روشن كنيم به يك مطلب ديگر نيز اشاره مىكنيم و آن اينكه فرضا ما بقاى علت را به همراه معلول شرط ندانيم آيا بقاى علت در لحظهء حدوث معلول شرط است يا اين قدر هم لازم نيست بلكه علت همواره در زمان حدوث معلول معدوم است ، چيزى كه هست زمان علت ، متصل است به زمان معلول و لحظهء حدوث معلول لحظهء موت و عدم علت است ؟ تصور ماديين از علت و معلول اين است كه فقط زمان علت متصل است به زمان معلول و بين آنها فاصلهء زمانى نيست و در لحظهء حدوث معلول ، علت از بين رفته و فانى شده . دكتر ارانى در جزوهء ماترياليسم ديالكتيك صفحهء 45 مىگويد : « ضمنا بايد متوجه بود كه نبايد علت و معلول را همزمان فرض كرد . اسكولاستيك