مثلًا وقتى كه انسان خوردن را مىخواهد ، نسبت مزبوره را نخستين بار مستقيماً ميان خود و ميان كارهاى تنها تنها كه عضلات دست و لبها و فك و دهان و زبان و گلو و مرى و معده و كبد و عروق . . . هنگام تغذيه انجام مىدهند نمىگذارد بلكه در حال
شرح
بعلاوه اگر « عادت » مبدأ غريزه بود لازم بود كه حيوانات هر چه طويلالعمرتر باشند از لحاظ غريزه كاملتر باشند و حال آنكه قضيه عكس است و حيوانات كاملالغريزه غالباً عمرهاى بسيار كوتاه دارند .
و ديگر آنكه اين نظريه مبتنى بر يك نظريه كلى است كه لامارك و داروين در مورد انتقال صفات اكتسابى از اسلاف به اعقاب دارند و تحقيقات جديد علم وراثت اين نظريه را مردود شناخته است . ديگر اينكه ما در مورد انسان مشاهده مىكنيم كه حركات عقلانى و ادراكى هيچگاه به صورت غريزه به اعقاب منتقل نمىشود و اگر اين نظريه درست بود لازم بود كه اعمال عقلانى انسان به صورت غريزه به اعقاب منتقل شود و نوزادان انسان كاملترين حيوانات باشند از لحاظ غرائز و حال آنكه قضيه كاملًا بر عكس است و آنكه از لحاظ هدايت غريزه از همه ناقصتر است انسان است .
د . حركات غريزى اعمالى خود به خودى هستند و بدون دخالت اراده و انديشه صورت مىگيرند مانند اعمال انعكاسى كه از موجود زنده سر مىزند از قبيل حركات جهاز هاضمه هنگامى كه غذا وارد آن مىشود و يا ترشح غدد زير زبان هنگامى كه مثلًا ترشى روى زبان قرار مىگيرد و غير اينها ؛ فرقى كه هست اين است كه اين سلسله اعمال انعكاسى ، بسيط و ساده هستند ولى حركات غريزى مركّب و پيچيدهاند . تمام حركات غريزى حيوان در نسلهاى پيش حركاتى انعكاسى و ساده بودهاند ، بعدها به تدريج كه حيوانات تكامل يافتهاند و « انواع » از يكديگر اشتقاق يافتهاند اين حركات نيز كه به صورت « عادت » در آمدهاند به موازات ساير قسمتهاى وجودى حيوان تكامل پيدا كرده و طبق قانون وراثت به اعقاب منتقل شدهاند . اين نظريه منسوب به « داروين » است .
اين نظريه نيز به چند دليل مردود شناخته شده : يكى همانكه در بالا گفته شد كه علم وراثت نظريه انتقال صفات اكتسابى را قبول نمىكند و ديگر آنكه حركات انعكاسى عكس العمل بدن حيوان در مقابل يكى از مؤثرات خارجى است و حال آنكه