تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
كه كار اوست برداشته شده و در ميان انسان و سيرى ( خواهان و خواسته ) گذاشته شده كه خود يك اعتبارى است و در نتيجه سيرى صفت « وجوب » پيدا كرده پس از آنكه نداشت ، و در حقيقت صفت « وجوب » و « لزوم » از آن حركت مخصوص بود كه كار و اثر قوه فعاله مىباشد .
شرح
حركات غريزى ، مساوى و در يك درجه‌اند ؟ و چرا از لحاظ غريزه ، تكاملى در آنها پيدا نمىشود ؟ مثلًا چرا زنبورهاى عسل در طول قرنها زندگانى اجتماعى تجديد نظر و تكميلى در تمدن خود به وجود نمىآورند ؟ و حال آنكه اگر حركات غريزى صد در صد از روى فكر و نظر و كشف قوانين كلى بود مىبايست همه حيوانات صاحب غريزه در همه كارها تخصص و مهارت اعمال كنند و بين افراد نوعشان اختلاف باشد ( همان طورى كه از لحاظ جسمانى كم و بيش اختلاف هست ) و مىبايست در وضع حركات غريزى آنها تكامل و ترقى به وجود آيد همان طورى كه در انسان كه كارهاى خويش را از روى فكر و نظر و تعليم و تعلم انجام مىدهد همه اين خصوصيات هست . و . هدايت غريزه به وسيله يك نوع « الهام غيبى » صورت مىگيرد . حكماى اشراق مدعى بودند كه تدبير حيات هر نوع از انواع حيوانات به وسيله يك « نور مدبّر » صورت مىگيرد كه آن هم بالاخره منتهى مىشود به نورالانوار و ذات واجب الوجود . اين نظريه را با دلائل علمى نمىتوان رد كرد و اگر از هيچ راه از راههاى عادى و طبيعى ، حركات غريزى قابل توجيه نباشد ناچار بايد حكم كرد كه حيوان در حركات غريزى خود به وسيله يك نيروى ديگرى كه محيط بر وجودش است هدايت مىشود ، چيزى كه هست كيفيت الهام و كيفيت ياد گرفتن و هدايت شدن حيوان مطابق اين نظريه بر ما روشن نيست . ز . حركات غريزى حيوان همه حركاتى است از روى شعور و اراده و قصد و لكن در عين حال اين فعاليتها « فعاليت تدبيرى » نيست يعنى حيوان فعاليتهاى خود را به منظور نتايج طبيعى آنها انجام نمىدهد بلكه از نتايج طبيعى افعال خود به كلى بىخبر است ، چيزى كه هست وضع ساختمان هر حيوانى ( نسبت به كارهاى غريزى مخصوص خودش ) طورى است كه از آن افعال طبعاً لذت مىبرد و حيوان بدون آنكه از نتيجه آن فعل آگاه باشد و بدون آنكه ميل به نتيجه فعل او را تحريك كرده باشد ، بلكه فقط براى لذتى كه از نفس فعل عايد حيوان مىشود ، فعاليت مىكند .