تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
ادراكات و افكارى بسازد كه بستگى خاص به احساسات مزبور داشته و به عنوان نتيجه و غايت ، احتياجات نامبرده را رفع نمايد و با بقا و زوال و تبدل عوامل
شرح
نيز كه به مسائل منطقى اهميت شايانى داده‌اند به اين طرز و روش وارد و خارج نشده‌اند . آنچه براى مطلب فعلى ما لازم است همين قدر است كه فكر منطقى و سير و سلوك برهانى متكى بر روابط واقعى محتويات ذهن است و زمينهء فعاليت عقلانى و فكرى كه ارزش منطقى داشته باشد در جايى فراهم است كه بين مفاهيم در واقع و نفس‌الامر رابطه برقرار باشد ، و اما تفصيل چگونگى اين روابط را از فن برهان منطق بايد جستجو كرد .

چرا ادراكات اعتبارى نمىتوانند با ادراكات حقيقى ارتباط توليدى پيدا كنند ؟

با توجه به آنچه تاكنون گفته شد پاسخ اين پرسش واضح است ، زيرا چنان كه دانستيم اساس تكاپو و جنبش فكرى و عقلانى ذهن ، روابط واقعى و نفس الامرى محتويات ذهنى است و چون مفاهيم حقيقى در ذات خود با يكديگر مرتبطند زمينهء اين فعاليت ذهنى در ميان آنها فراهم است و از اين رو ذهن مىتواند به تشكيل قياسات و براهين منطقى موفق شود و از پاره‌اى حقايق ، حقايق ديگرى را بر خويش معلوم سازد ، ولى در اعتباريات همواره روابط موضوعات و محمولات ، وضعى و قراردادى و فرضى و اعتبارى است و هيچ مفهوم اعتبارى با يك مفهوم حقيقى و يا يك مفهوم اعتبارى ديگر رابطهء واقعى و نفس‌الامرى ندارد و لهذا زمينهء تكاپو و جنبش عقلانى ذهن در مورد اعتباريات فراهم نيست و به عبارت ديگر - كه با اصطلاحات منطقى نزديكتر است - ما نمىتوانيم با دليلى كه اجزاء آن را حقايق تشكيل داده‌اند ( برهان ) يك مدعاى اعتبارى را اثبات كنيم و نيز نمىتوانيم با دليلى كه از مقدمات اعتبارى تشكيل شده « حقيقتى » از حقايق را اثبات كنيم و هم نمىتوانيم از مقدمات اعتبارى تشكيل برهان داده يك امر اعتبارى نتيجه بگيريم . مثلًا در حقايق ، « تقدم شئ بر نفس » و « ترجح بلا مرجّح » و « تقدم معلول بر علت » و « تسلسل علل » و « دور علل » و « توارد علل متعدده بر معلول واحد » و « صدور معلولات