تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
با اين ترتيب ، ديگر موردى براى اصل ثبات و عينيت و امتناع اجتماع ضدين نمىماند . دانشمندان مادى با اتكاء به اين نظريه ، پس از اين بيان اجمالى ، به يكى يكى از بديهيات و همچنين به نظرياتى كه در ابواب مختلفهء منطق اثبات شده
شرح
عينيت است نه چيز ديگر . انگلس در كتاب لودويك فويرباخ (Leudwick Feuerbach) ديالكتيك را تعريف مىكند و مىگويد كه آن عبارت است از « علم قوانين حركت ، چه در جهان خارجى چه در انديشهء انسانى » . آيا در فكر انگلس ديالكتيك ديالكتيك است يا چيز ديگر ؟ آيا آنگاه كه در صدد تعريف ديالكتيك است ديالكتيك در فكر وى مثلًا متافيزيك است و هزارها چيز ديگر يا آنكه در فكر وى ديالكتيك فقط ديالكتيك است ؟ ب . روى قانون عمومى حركت و تغيير ، تمام افكار و احكام ذهنى نيز در جريان و تغييرند و هيچ فكر ارزش دائمى ندارد و لهذا « حقيقت » موقت است و هيچ فكرى از افكار حقيقى صحت مطلق و دائم ندارد . انگلس در كتاب لودويك فويرباخ مىگويد : « به اين ترتيب انسان براى هميشه از خواستن راه حل‌هاى قطعى و حقايق دائمى خوددارى مىكند و متوجه جنبهء محدود هر نوع معلوماتى مىباشد كه اين معلومات تابع شرايطى مىباشد كه در آن شرايط حاصل شده است . » در مقالهء 3 اثبات شد كه افكار و ادراكات ، خصائص عمومى ماده را ندارند ، و در مقدمه و پاورقى مقالهء 4 راجع به اين جهت كه آيا حقيقت موقت است يا دائمى ، و آيا حقيقت متحول و متكامل است ، به حد كافى استدلال شد ( رجوع شود ) در اينجا همين قدر مىگوييم كه آيا تئورى فلسفى ماترياليسم ديالكتيك و اصول منطقى آن ، حقايق‌اند يا نه و اگر حقايق‌اند آيا حقايق دائمى هستند و جهان هستى و قوانين طبيعت را براى هميشه توجيه مىكنند يا نه ؟ اگر اصلًا حقيقت نيستند پس ماديين چه ادعايى دارند ؟ ! و اگر حقيقت‌اند آيا موقت‌اند و ارزش موقت دارند و روى قانون تكامل و مثلث « تز و آنتى تز و سنتز » تبديل به ضد خود شده يا مىشوند ؟ پس اينهمه جار و جنجال و هو يعنى چه و چرا لنين مىگويد : « نمىتوان هيچيك از قسمتهاى اصلى فلسفهء ماركسيسم را كه كاملًا با فولاد ساخته شده تغيير داد » ؟ ! و اگر اين تئورى فلسفى و آن اصول منطقى حقايق دائمى هستند پس اين نظريه كه « هر حقيقتى موقت
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 359 | مرتضى مطهرى