پاسخ
بخش نخستين از اشكال كه مىگفت اختلافات خارجى هيچ گونه اختلاف نوعى نداشته و تنها مستند به اختلاف تركيبات مادى است كه بالاخره همه نيز به اصل واحد برمىگردند ، سخنى است كه نمىشود پذيرفت زيرا اگر چه ممكن است
شرح
داخلى اتمها تغييراتى حاصل مىشود و در نتيجه عنصرى به عنصر ديگر تبديل مىشود و عملا نيز مىتوان آن تغييرات را ايجاد و عنصرى را به عنصر ديگر تبديل كرد .
تغييراتى كه در وضع داخلى اتمها پيدا مىشود از اين راه است كه بعضى از ذرات داخلى اتم از بين مىروند يعنى تبديل به انرژى مىشوند و يا آنكه از تكاثف انرژى از نو به وجود مىآيند و بالاخره از تحليلهاى علمى متكى به مشاهدات و تجربيات اين نتيجه به دست مىآيد كه جز يك واقعيت كه فضا را اشغال كرده و در زمان تغييراتى حاصل مىكند و شكلهاى متعدد به خود مىگيرد چيزى وجود ندارد و ما آن واقعيت واحد شاغل مكان و متغير در زمان را « ماده » مىخوانيم .
عليهذا اختلافات ادراكات و تصورات ما نمايندهء اختلافات ذاتى و ماهوى واقعيتها نيست بلكه تنها نمايندهء اوضاع و احوال و اشكال و تركيبات يك واقعيت است كه همان ماده است .
سابقاً روى نظريهء تباين ذاتى انواع عمل كيمياگرى از قبيل تبديل آهن و مس به طلا در نظر دانشمندان امرى محال و ممتنع مىنمود زيرا در نظر آنان مستلزم تغيير و تبديل ماهيت شيئى به شئ ديگر و انقلاب ذاتى بود و به اصطلاح مستلزم سلب ذاتيات شئ از شئ بود و حال آنكه ثبوت ذاتيات از براى ذات به حسب قواعد منطقى ، ضرورى و ممتنعالعدم شناخته مىشد ولى امروز ثابت شده كه عمل كيمياگرى هيچ مانعى عقلى و عملى ندارد ؛ بعلاوه آزمايشها ثابت كرده كه تبدل نوعى به نوع ديگر نه تنها در اشياء بىجان ميسّر است ، در موجودات جاندار نيز ممكن است ، بلكه در موجودات جاندار تبدل و تسلسل انواع طبق قانون « نشوء و ارتقاء » جزء قوانين ضرورى و نواميس قطعى طبيعت است . عليهذا نظريهء اين مقاله و همچنين مبحث معروف « مقولات » و مبحث « تعريفات جنسى و فصلى » و مبحث « صور نوعيه » و