تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
گذشته از اين چون همين تركيبات تا آخرين ريشهء خود ( ماده و انرژى ) در حركت و تحول‌اند بنابراين هيچ مهيتى و ذاتى در دو لحظه در يك حال باقى نخواهد ماند خواه در خارج و خواه در ذهن ( زيرا ذهن نيز خاصهء مادى مغز است ) پس اتكاء
شرح
حقيقى همانهاست كه مستقيماً صورت يك پديدهء خارجى است از قبيل صورت ذهنى انسان و اسب و سنگ و درخت كه در نظر اين مقاله ماهيات مختلف و متنوعى هستند . آشنايان به منطق و فلسفه مىدانند كه بسيارى از مسائل در منطق و در فلسفه مبتنى بر مسألهء تكثر ماهوى تصورات و اختلافات ذاتى اعيان خارجيه است و از اين مسأله سرچشمه مىگيرد و بسيارى از مسائل ديگر پايه و اساس اين مسأله به شمار مىرود . مثلًا مبحث معروف مقولات ده گانه يا پنجگانه يا دوگانه ( به حسب اختلاف نظرى كه بين دانشمندان بوده ) در منطق و فلسفه كه ماهيات را به نحو مخصوصى دسته بندى مىكرد و جهات مشترك آنها را از جهات اختصاصى تميز مىداد مبتنى بر اين مسأله است ( بر خلاف مقولات دوازده گانهء كانت كه امور انتزاعى و اعتبارى را به ميان آورده ) و همچنين مبحث معروف « تعريفات جنسى و فصلى » در منطق از اين مسأله سرچشمه مىگيرد و مبحث معروف « صور نوعيّه » در فلسفه از پايه‌ها و ريشه‌هاى اين مسأله به شمار مىرود . على اىّ حال نظريهء متن راجع به ادراكات حقيقى متكى به اين است كه ما پاره‌اى از صور ذهنيهء خود را « ماهيات » بدانيم از قبيل صورت ذهنى انسان و اسب و درخت و غيره و آن ماهيات را با يكديگر مختلف بالذات و نمايندهء انواع خارجيهء متباين بالذات بدانيم . ولى روى اصول علمى جديد مىتوان مطلب بالا را از دو راه مورد مناقشه قرار داد ، يكى از راه انكار اختلافات ذاتى انواع خارجيه يعنى انكار اين جهت كه انسان و سنگ و درخت و مس و آهن هر يك داراى ذات و ماهيت جداگانه هستند و ذاتاً با يكديگر اختلاف دارند و يكى از راه انكار يكسان ماندن ماهيات اشياء يعنى انكار اينكه هر چيز داراى هر ماهيتى كه هست براى هميشه همان ماهيت را دارا خواهد بود . توضيح اينكه : اما نظريهء تباين ذاتى انواع كه مطلب بالا متكى به آن است اين است كه ما اشياء و واقعيتهاى خارجى را دسته بندى كنيم و هر دسته‌اى را داراى ذات