تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
ادراكى را نديده انگاشته و امكان ارتفاع وى را بپذيرد يعنى بپذيرد كه فكر در مسائل هندسى عين فكر در زبان‌شناسى است . وجدان ما هرگز حاضر نيست كه در ادراكات و افكار خود هر جمله را به جاى هر جمله و هر مفرد را به جاى هر مفرد و هر مفرد را به جاى هر جمله و بالعكس و بالاخره هر ادراك را به جاى هر ادراك گذاشته و فايده و نتيجهء هر فكر را از فكر ديگر بجويد .
شرح
مىداند كه چه ما ادراكات حقيقى را « ماهيات » بناميم و نمايندهء اختلافات ذاتى واقعيتهاى خارجى بدانيم و چه آنكه آنها را نمايندهء اشكال و احوال و تركيبات يك واقعيت بدانيم در مدعاى اين مقاله كه انقسام ادراكات است به حقيقى و اعتبارى ، تغييرى حاصل نمىشود ، لهذا فعلًا خود را از ورود در آن مباحث بىنياز مىدانيم . ولى در عين حال براى آنكه خواننده محترم ( اجمالًا ) از نظريهء فلسفى ما راجع به اين اشكال آگاه شود همين قدر مىگوييم كه بر خلاف انتظار شخص اشكال كننده نظريهء تحليلى فيزيكى جديد نمىتواند آن مدعاى فلسفى را كه در ضمن اشكال تقرير شد نتيجه بدهد زيرا نظريهء تحليلى فيزيكى فقط ساختمان محسوس اشياء را بيان مىكند و جزء مادى ( علت مادى ) وجود اشياء را توضيح مىدهد و بيان مىكند كه در ضمن همهء تطوّرات يك مادهء اصلى است كه لباسهاى مختلف به خود مىپوشد و اما آن مدعاى فلسفى مبنى بر اينكه تمام جنبه‌هاى هستى موجودات طبيعت منحصر به همان جنبهء محسوس است كه فيزيك نشان مىدهد و طبيعت را با تمام مظاهر مختلف يك واقعيت وحدانى به وجود آورده است ، از اين نظريه نمىتوان نتيجه گرفت . ما بدون اينكه با نظريه‌هاى فيزيكى و زيست‌شناسى مربوط به اتم و انرژى و ملكول و سلول كوچكترين مخالفتى داشته باشيم ، روى اصول كلى فلسفى ، در مبحث قوه و فعل ثابت مىكنيم كه واقعيت وحدانى و به تعبير بالا واقعيت واحد شاغل مكان و متغير در زمان كه در ذات خود هيچ گونه كثرت و تعدد ندارد نمىتواند مظاهر مختلف طبيعت را پديد آورد و خود ، تغيير و تكامل پيدا كند و اين نظام محسوس را به وجود آورد . لازم است تذكر دهيم كه مسألهء كيمياگرى و تبدل انواع كه در ضمن اشكال ذكر شد چندان ارتباطى به مسألهء تباين ذاتى انواع ندارد . از نظر اصول كلى فلسفى ، ما هر چند انواع را متباين بدانيم تبدل نوعى به نوع ديگر ، چه تبدل نوع بىجان به نوع