تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
و پس از اين مرحله قوهء مدركه شروع مىكند به ادراك مفردات و نسب و تركيب و تجزيهء محسوسات و متخيلات ، و البته بيان تفصيلى آنها از توانايى ما بيرون است
شرح
كسى فرضا بگويد « چون عصا حركت مىكند دست حركت مىكند » همه كس آن را غلط مىداند . در باب عليت و معلوليت و اقسام آن مسائل زيادى هست از قبيل اينكه : آيا عليت و معلوليت واقعيت دارد و نظام هستى نظام علّى و معلولى است يا نه ؟ آيا ترتب معلول بر علت ، ضرورى و تخلف آن ممتنع است يا نه ؟ آيا شرط است كه علت و معلول همزمان باشند يا نه ؟ آشنايان به فلسفه و علوم جديد و قديم مىدانند كه اين مسائل و يك سلسله مسائل ديگر مربوط به مسألهء عليت و معلوليت همواره در تاريخ فلسفه و علوم در درجهء اول اهميت قرار داشته و دارد . در اين سلسله مقالات يك مقالهء مستقل ( مقالهء 9 ) به آن اختصاص داده شده است . آنچه مربوط به اين مقاله است اين است كه تصور عليت و معلوليت ابتدا از چه راه و از چه مجرايى براى ذهن حاصل مىشود ؟ در اينجا سه نظريه است : نظريهء عقلى ، نظريه حسى ، نظريه‌اى كه در اين مقاله اتخاذ شده است .

نظريهء عقلى

چنان كه مكرر گفته شده است عقليون معتقد به فطرى بودن و خاصيت ذاتى بودن يك رشته از معقولات هستند و ما در صدر مقاله بطلان اين نظريه را به طور كلى روشن كرديم و ثابت كرديم كه تصور هيچ چيز بدون اينكه قوهء مدركه واقعيت آن شئ را به نحوى از انحاء بيابد ممكن نيست حاصل شود و ذهن انسان در ابتدا لوح بى نقشى است و همهء اين نقشها و تصورات از راه برخورد قوهء مدركه با واقعيتى از واقعيات عارض ذهن مىشوند . عليهذا اين نظريه در هيچ موردى قابل قبول نيست و لزومى ندارد كه آنچه بالخصوص در اين مورد گفته شده نقل و انتقاد كنيم . از كسانى كه عليت و معلوليت را جزء معقولات فطرى مىدانند و بيانات خاصى در اين مورد دارد « كانت » است . وى عليت و معلوليت را يكى از معقولات دوازده گانهء خويش كه همه به